برگردان به زبان ساده
ای سرشک من ز لعلت با می گلگون یکی
شد می گلگون مرا دور از لبت با خون یکی
هوش مصنوعی: ای اشک من که به خاطر زیباییات شبیه شراب سرخ شدهای، شراب سرخ من دور از لبهای تو با خون یکی شده است.
می دهد خطت فسون بهر فریب عقل و هوش
هست با خط لعل میگونت درین افسون یکی
هوش مصنوعی: خطنوشتهات جاذبهای دارد که باعث فریب عقل و اندیشه میشود. این خط زیبا و شاداب تو، در این جادوگری، بیهمتاست.
جای کن در چشم و دل کز لعل و در آراستم
در درون از بهر تو یک خانه، در بیرون یکی
هوش مصنوعی: در دل و چشمم تو را جای دادهام و دلم را مانند جواهر زیبایی آراستهام. برای تو در درونم یک خانه ساختهام و در بیرون نیز یک خانه برای تو دارم.
نیش لیلی خورد، خون از دست مجنون چون چکید
گر نه لیلی در محبت بود با مجنون یکی
هوش مصنوعی: اگر عشق واقعی بین لیلی و مجنون وجود داشت، لیلی هم به اندازه مجنون به او علاقهمند بود و در نتیجه، مجنون دلیلی برای رنجش و گریه نمییافت. گرچه مجنون از عشق لیلی زجر میکشید، اما اگر محبت متقابل بود، چنین درد و زجری به وجود نمیآمد.
مردمان ز آب دو چشمم جز به کشتی نگذرند
شاهد این حال بس دجله یکی جیحون یکی
هوش مصنوعی: مردم از اشکهای من به جز در حالتی سخت و برای نجات، نمیگذرند. دیدن این حال من مانند مشاهده دو رود بزرگ است: دجله و جیحون.
نامه مجنون و من ز آب دو دیده شد سفید
ور نبودی روز محشر هر دو را مضمون یکی
هوش مصنوعی: مجنون برای لیلی نامهای نوشت و اشکهایش را بر آن ریخت تا سفیدی کاغذ را به تصویر بکشاند. اگر روز قیامت نمیبود، هر دو داستان، یعنی نامه و اشکهایش، یکسان و یک مضمون داشتند.
کی کند در گوش نظم جامی آن سلطان حسن
گرچه آمد در لطافت با در مکنون یکی
هوش مصنوعی: کدام شاعر میتواند در دل زیبایی این سلطان با عظمت شعر بسراید، هرچند که او خود با لطافت خاصش بینظیر است؟