برگردان به زبان ساده
می زد صفیر شوق خزان دیده بلبلی
می رفت در حقیقت حالش تاملی
هوش مصنوعی: صدای خوش بلبلی در فصل خزانی دلنشین است و او به راستی حالتی عمیق و تفکری معنادار را تجربه میکند.
گفتا ز سر ناله من آگهی نیافت
جز بلبلی که داد ز کف دامن گلی
هوش مصنوعی: گفت: از ناله و گریه من کسی خبر ندارد، جز بلبل زیبا که گل را از دامنم گرفت و به صدا درآمد.
با لطف قد و نکهت زلفت نیافتیم
بر طرف جوی سروی و در باغ سنبلی
هوش مصنوعی: ما به خاطر زیبایی قامت و عطر زلف تو نتوانستیم از کنار جوی گذشته و به باغی با گل سنبل سر بزنیم.
گشتم چو خاک پست و نکردی چو آفتاب
هرگز ز اوج طارم عزت تنزلی
هوش مصنوعی: من همانند خاکی حقیر شدم و تو هرگز مانند آفتاب از اوج مقام و عزت خود تنزل نکردی.
آمد علاج علت دل بوسه ای ز تو
ای وای اگر کند لب لعلت تعللی
هوش مصنوعی: ای کاش دردی که به دل دارم با بوسهای از تو درمان شود، اما وای بر من اگر لب زیبایت در آنگاه تعلل کند.
چیزی به جز خیال ز من در میان نماند
تا دارم از میان تو با خود تخیلی
هوش مصنوعی: هیچ چیز جز خیال تو در من باقی نمانده است، چون من همواره در خیال تو غرق هستم.
خم گشت پشت طاقت جامی ز بار دل
بیچاره عاشقی که ندارد تحملی
هوش مصنوعی: بخاطر سنگینی درد عشق، کمرم خم شده و طاقت نوشیدن جام را هم ندارم.