برگردان به زبان ساده
کیم من بیدلی بی اعتباری
غریبی بی نصیبی خاکساری
هوش مصنوعی: من کی هستم که در این دنای بیاعتباری و بینصیب، مانند خاکساری و بیمقدار به نظر میرسم.
چو برق از آه گرم آتش فروزی
چو شمع از سوز دل شب زنده داری
هوش مصنوعی: مانند برقی هستی که از گرمای دلش آتش را شعلهور میکند، و مانند شمعی که از سوز دلش در شب، زندگی را روشن میسازد.
به دل تخم غم عشق تو کارم
ندارم غیر ازین کاری و باری
هوش مصنوعی: در دل من غم عشق تو جای دارد و من به جز این هیچ کار و باری ندارم.
پریشان شد ز عشقت روزگارم
ببخشا بر پریشان روزگاری
هوش مصنوعی: عاشقانه، روزگارم به خاطر عشق تو دچار آشفتگی و پریشانی شده است. از تو میخواهم این پریشانی را ببخشی.
ز زلفت کار من آشفته تر گشت
چه گیری بر دل از آشفته کاری
هوش مصنوعی: از موهایت که آشفته و درهم است، کار من هم بیشتر به هم ریخته شده است. چرا بر دل من میکشی که به خاطر این آشفتهگی برایت دلنگران هستم؟
ز من گر خورده ای آمد مکن عیب
ز خردان خورده نبود عیب و عاری
هوش مصنوعی: اگر از من چیزی خوردهای، ایرادی به من نگیر، چرا که خردمندان هیچ نقصان و عیبی ندارند.
شفیع آورده ام پیش تو اینک
رخ زردی و چشم اشکباری
هوش مصنوعی: من در اینجا با چهرهای رنگ باخته و چشمانی پر از اشک، به حضور تو آمدهام تا شفاعتی بخواهم.
کم از خاک رهم حیف است کز من
نشنید بر دل پاکت غباری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من از خاک و زمین کمتر هستم و حیف است که از من بر دل پاک تو هیچ نشانهای باقی نماند. به عبارتی دیگر، من نمیخواهم وجودم فقط با خاک و غبار یکی شود و تو هم هیچ چیزی از من تجربه نکنی.
به آه سرد خود خوش باش جامی
کزین دی بردمد روزی بهاری
هوش مصنوعی: با آرامش و خونسردی به زندگی خود ادامه بده، چرا که روزی از این تاریکی و غم به سوی روشنایی و شادی خواهی رفت.