برگردان به زبان ساده
مرا بر دل است از تو چون کوه باری
وز آن کوه چشمم بود چشمه ساری
هوش مصنوعی: در دل من احساسی عمیق از محبت به تو وجود دارد، مانند کوهی که بارانی بر روی آن میبارد. از این کوه، چشمهای گوارا و زلال برای چشمهایم ترشح میشود.
وز آن چشمه سار است هر دم دمیده
ز خون جگر گرد من لاله زاری
هوش مصنوعی: از آن چشمهی ساری که هر لحظه از خون دل من جاریست، دور و برم پر از گلهای لاله است.
چه باشد که روزی به عزم تماشا
فتد سوی این لاله زارت گذاری
هوش مصنوعی: شاید روزی به قصد تماشا به این گلزار زیبا بیایی.
نروبم رهت را به مژگان که ترسم
نشیند به دامان پاکت غباری
هوش مصنوعی: چشمهای من به راهت را با دقت مینگرد، چرا که میترسم دامن پاکت به گرد و غباری آلوده شود.
خوشا آنکه تو جان و من بوسه خواهم
تو نی گوییم در جواب و من آری
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که تو روح او هستی و او از تو تنها بوسه میخواهد. اما تو در جوابش چیزی نمیگویی و او فقط میگوید "بله".
ز راه کرم پای بر دیده ام نه
که دارم به ره دیده اشکباری
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و محبتش، من ایستادهام و او را مینگرم، نه اینکه بخواهم با اشک و غم بر او بنازم.
به مرهم مداوا مکن زخم جامی
که باشد ز تیغ تواش یادگاری
هوش مصنوعی: زخمهایی که بر دل دارم از یاد تو بر جا ماندهاند، مانند نشانهای از تیغی که به جانم زدهای. بنابراین، جراحتهایم را با همین یاد تو درمان نکن.