برگردان به زبان ساده
جانا چه شد که چنگ جفا ساز کرده ای
ناسازیی چو بخت من آغاز کرده ای
هوش مصنوعی: عزیزم، چه اتفاقی افتاده که در زندگیام نواهای نامهربانی را مینوازی؟ تو به گونهای رفتار میکنی که مانند شانس من، همه چیز به هم ریخته و ناهماهنگ شده است.
دل را به دام طره طرار بسته ای
جان را شکار غمزه غماز کرده ای
هوش مصنوعی: دل را به زیبایی موهای خود گره زدهای و جانم را با چشمان فریبندهات به دام انداختهای.
هرگز نکرده ای به نیاز من التفات
ور زانکه کرده ای ز سر ناز کرده ای
هوش مصنوعی: هرگز به خواستهها و نیازهای من توجه نکردهای و اگر هم توجهی داشتهای، تنها به دلیل ناز و خودخواهیات بوده است.
مدهوشوار در قدمت سرفکنده ایم
ما را به عشوه مست و سرانداز کرده ای
هوش مصنوعی: ما در برابر زیبایی تو سر تسلیم فرود آوردهایم و به خاطر عشوههایت دچار مستی و سرخوشی شدهایم.
صد مرده بیش زنده شده ست از لبت چه عیب
گر چون مسیح دعوی اعجاز کرده ای
هوش مصنوعی: از لبت نیکویی و سخنانی میریزد که به اندازهای قدرت دارد که میتواند بسیاری را از غفلت و بیحالی نجات دهد. چه اشکالی دارد اگر تو مانند مسیح، ادعای قدرت و اعجاز کنی، وقتی که این تاثیر را بر دیگران میگذاری؟
خون خورده ام بسی چو صراحی که یک دمم
در بزم وصل خویش سرافراز کرده ای
هوش مصنوعی: من همچون جامی هستم که بارها از خون خود نوشیدهام و حالا در لحظهای که با محبوبم در جمع پایکوبی هستم، احساس شادمانی و سربلندی میکنم.
جامی روایح نفست داده بوی گل
هر جا چو غنچه دفتر خود باز کرده ای
هوش مصنوعی: هر جا که تو دفتر خود را باز کردهای، عطر نفس تو مانند بوی گل در فضا منتشر شده است.