برگردان به زبان ساده
ای کزان آرام جانها مانده تنها زنده ای
زندگی باشد وبال جان تو تا زنده ای
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر تو جانهای آرام تنها ماندهاند، تا وقتی که زندهای، زندگی بر دوش تو سنگینی میکند.
یار قتل عاشقان امروز با فردا فکند
شاد زی ای آنکه بر امید فردا زنده ای
هوش مصنوعی: یار امروز عاشقان را به قتل میرساند و به امید فردا میاندازد. خوش باش ای آنکه هنوز بر امید فردا زندهای.
گر نیی ای زاهد از عشق جوانی زنده دل
در حقیقت مرده ای و آشکارا زنده ای
هوش مصنوعی: اگر تو از عشق جوانی خبر نداری، در واقع در دل مردهای و تنها در ظاهر زنده هستی.
ما تن خاکی تو روح پاکی ای جان و جهان
گرچه ما مردیم دور از تو تو بی ما زنده ای
هوش مصنوعی: تو جسمی از خاک و روحی پاک هستی. ای جان و جهان، هرچند ما از تو دوریم و به نوعی مردهایم، اما تو بدون ما زنده و پایندهای.
وصل و هجر آمد حیات و مرگ ای دل شکر کن
گر من اینجا مرده ام باری تو آنجا زنده ای
هوش مصنوعی: ارتباط و جدایی، زندگی و مرگ را به وجود میآورد. ای دل، شکرگزاری کن، زیرا اگر من در اینجا مردهام، تو در آنجا هنوز زندهای.
یار گوید هر زمان خواهم همین دم کشتنت
غم مخور ای دل تو خود بهر همین ها زنده ای
هوش مصنوعی: دوست میگوید هر وقت بخواهم، میتوانم در همین لحظه تو را از پای درآورم. اما ای دل، نگران نباش، چون تو دقیقاً برای همین چیزها زندهای.
نیم مرده بر درت عمری ست در جان کندنم
کس نمی پرسد که جامی مرده ای یا زنده ای
هوش مصنوعی: شخصی که به دروازه تو آمده، مانند کسی است که عمری در حال سختی و درد زندگی کرده است. هیچکس از او نمیپرسد که آیا هنوز زنده است یا مرده، به عبارتی دیگر، وضعیت او برای دیگران اهمیت ندارد.