برگردان به زبان ساده
ای سرو راستین که کُلَهْ کج نهادهای
دی تازه گل که پرده ز عارض گشادهای
هوش مصنوعی: ای سرو راستین که با کلاهی نامناسب بر سر داری، ای گل تازهای که پردهات را از روی صورت کنار زدهای.
از جنس آب و خاک نیی از چه گوهری
وز نوع جن و انس نیی وز که زادهای
هوش مصنوعی: تو از آب و خاک ساخته شدهای و نباید به خود ببالید که از چه سنگ قیمتی هستی. تو نه از جن هستی و نه از انس، پس معلوم است که چطور به وجود آمدهای.
نازکتری ز برگ سمن ورنه گفتمی
بر شکل سرو ریخته از سیم سادهای
هوش مصنوعی: اگر نازکی برگ سمن را نداشتم، میتوانستم بگویم که سیمی که به شکل سرو ریخته شده، از آن نازکتر است.
وصف تو را چنانکه تویی چون کنم خیال
کز هرچه در خیال من آید زیادهای
هوش مصنوعی: چطور میتوانم تو را آنطور که هستی توصیف کنم، وقتی که تصور من از تو بسیار فراتر از آنچه هستی میرود؟
رفت آن سوار و صبر و خرد در رکاب او
ای اشک خون گرفته تو چون ایستادهای
هوش مصنوعی: سوار از راه رفت و دیگر صبر و عقل در کنار او نیست. ای اشک خونین، چرا در جا ایستادهای؟
خود را میان راه فکندم به خشم گفت
یک سو نشین چه در ره مردم فتادهای
هوش مصنوعی: خود را در میانهی راه انداختم و به خاطر خشمم، گفتم که کناری بنشین تا مردم نتوانند در این مسیر به مشکل بربخورند.
برخاستم که دست زنم در عنانش گفت
زین سان چرا عنان دل از دست دادهای
هوش مصنوعی: برخاستم تا دستانم را به بند او افکنم، اما او گفت: چرا اینگونه کنترل دل خود را از دست دادهای؟
سر بر نشان پاش نهادم به عشوه گفت
جامی برو چه در پی من سر نهادهای
هوش مصنوعی: سری بر پاهای او گذاشتم و او با ناز گفت: "جامی، چرا در پی من آمدهای؟"