برگردان به زبان ساده
گشاد گنج جواهر به بوستان ژاله
به فرش سرو و سمن شد گهرفشان ژاله
هوش مصنوعی: در باغی که جواهرات گرانبها پراکنده شده و زیبایی سرو و سمن در آن نمایان است، باران شب مانند مرواریدهایی درخشان به زمین میافتد.
گسست سبحه روحانیان که سوی زمین
فتد چو مهره تسبیح از آسمان ژاله
هوش مصنوعی: وقتی که رشتهٔ روحانیان گسسته شود، مانند گویهای تسبیحی که از آسمان بر زمین میافتند، به زمین میافتند.
میان شاخ و شکوفه خوش اجتماعی بود
که سنگ تفرقه انداخت در میان ژاله
هوش مصنوعی: در میان زیبایی و هماهنگی زندگی، مشکل و جدایی به وجود آمد که روابط خوب را تحتالشعاع قرار داد.
گرفت بچه طوطی همه بساط چمن
چو طوطی فلک انداخت بیضه سان ژاله
هوش مصنوعی: بچه طوطی در میان چمنها مشغول بازی است و مثل طوطیهای دیگر، زیباییهای طبیعی را با شور و شوق نشان میدهد؛ گویی که آسمان، قطرههای باران را به شکل تخممرغی زیبا بر زمین انداخته است.
دراز کرد در اوصاف گل زبان سوسن
ز غیرتش گره افکند بر زبان ژاله
هوش مصنوعی: سوسن در توصیف گل کم صحبت نمیکند و از شدت غیرت، تفاوت خود را با قطرههای شبنم نشان میدهد.
گهر ز بحر شود زاده عکس آن بنگر
چو سیلها کند از هر طرف روان ژاله
هوش مصنوعی: گوهر از دریا به وجود میآید؛ مانند آن، توجه کن که چگونه سیلابها از هر سو به جریان میافتند.
چو عاشقی که زند سنگریزه بر معشوق
به باغ شاهد گل را کند نشان ژاله
هوش مصنوعی: چون عاشقی که با پرتابing سنگریزه به سمت معشوق، تلاش میکند تا زیبایی گل را به او نشان دهد.
دکان شیشه گر است از حباب آب شمر
که سنگ می فکند سوی آن دکان ژاله
هوش مصنوعی: در مغازهای که شیشهگری مشغول کار است، وقتی سنگی به سمت آن پرتاب میشود، قطرات آب زیبایی مانند اشک به سمت مغازه میریزند.
چو بوته ایست سرخ لاله کش هر دم
پی گداز نهد سیم در دهان ژاله
هوش مصنوعی: همچون بوتهای سرخ از گل لاله، هر لحظه دهانهی باران را میبلعد تا وجودش را ذوب کند.
کلام مدعی و جامی آن زمان که شود
در امتحان گهر رشته بیان ژاله
هوش مصنوعی: زمانی که سخن مدعی و شراب در امتحان قرار میگیرند، ارزش واقعی و عمق معنا خود را آشکار میکنند.
بود دو قطره نازل شده ز فیض سحاب
که گردد این به مثل در ناب و آن ژاله
هوش مصنوعی: دو قطره باران از نعمت ابر به زمین افتادهاند؛ یکی خالص و شفاف است و دیگری کمی متفاوت و رنگ و بویی دیگر دارد.