برگردان به زبان ساده
چشم نگشایی ز ناز آخر چه ناز است این همه
بر رخ از ناز توام اشک نیاز است این همه
هوش مصنوعی: وقتی چشمانت را باز نمیکنی، ناز و زیبایی تو چه فایدهای دارد؟ تمام این زیبایی که بر چهرهات هست، در حقیقت اشکهای اندوه و طلب من است.
در خط و خال تو اسرار حقیقت دیده ام
گرچه در چشم حقیقت بین مجاز است این همه
هوش مصنوعی: در نشانهها و ویژگیهای تو رازهای حقیقت را مشاهده کردهام، هرچند که در نظر حقیقتجویان، این همه فقط ظاهر و مجاز به نظر میرسد.
خوی تو بس گرم و لعلت آتشین روی آفتاب
بیدلان را مایه سوز و گداز است این همه
هوش مصنوعی: طرز رفتار تو بسیار دلپذیر و چهرهات همچون لعل، آتشین و درخشان است. این جذابیت و زیبایی تو باعث میشود که اهل عشق و دلدادگی دچار سوز و گداز شوند.
پیش ساغر در سجود آمد صراحی گوش کن
بانگ چنگ و نی که ورد آن نماز است این همه
هوش مصنوعی: در برابر جام شراب، مانند عبادتگزاران سجده کردهام. به صداهای چنگ و نی گوش بسپار که این نغمهها نیز نوعی عبادت محسوب میشوند.
حقه در گشت چشمم چون ز لعلت بسته شد
چشمبندی های چرخ حقه باز است این همه
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه من به زیبایی تو معطوف شد، گمراهیها و فریبهای دنیا برایم به وضوح نمایان شد.
کرده ام با هر سر موی تو پیوندی جدا
در کفم سررشته عمر دراز است این همه
هوش مصنوعی: با هر یک از موهای تو ارتباطی برقرار کردهام و این پیوندها جدا از هم هستند. در دستانم رشتهای به نام عمر وجود دارد که بسیار طولانی است.
گفته رنگین جامی بین و داغ دل در او
لاله های چیده از صحرای راز است این همه
هوش مصنوعی: بیا و ببین چگونه درون این جام رنگین، درد دل و غم وجود دارد. در این جام، لالههایی که از دشت راز چیده شدهاند، نماد احساسات عمیق و پنهانی هستند.