برگردان به زبان ساده
خوش آن دو یار که دل صاف کرده چون شیشه
به هم خورند می لعل از آبگون شیشه
هوش مصنوعی: دو دوست که دلهایشان پاک و روشن مانند شیشه است، وقتی به یکدیگر میرسند، مانند ابریشم نرم و لطیف هستند و از دو روح شفاف، مانند شیشه، لذتی به یکدیگر میبخشند.
ز رشک لعل تو هر خون که خورده بود اکنون
به همدمی قدح می دهد برون شیشه
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت لبهای تو، هر قطره خونی که به خاطر حسادت و عشق ریخته شده، حالا به همراه یک لیوان نوشیدنی از شیشه بیرون میآید.
به سجده درت از دیده ریخت خون دلم
بلی شراب بریزد چو شد نگون شیشه
هوش مصنوعی: با نهایت عشق و احساس، به درگاه تو سجده میکنم و اشکهایم از دل رنجدیدهام میریزد. بله، وقتی که شیشه دل گسسته و شکسته میشود، مانند شرابی که ریخته میشود، اندوه و غم را جاری میسازد.
دلم خیال تو را جای شد ز عشوه عشق
چنانکه جای پری گردد از فسون شیشه
هوش مصنوعی: دل من با یاد تو پر شده است، به گونهای که عشق و زیبایی تو دل را فریبنده کرده است، همچنان که جای پری از جادو و افسون پر میشود.
دل مرا به ملامت میازما که کسی
به سنگ خاره نکرده ست آزمون شیشه
هوش مصنوعی: دل من را با سرزنش و انتقاد آزمایش نکن، زیرا هیچکس شیشه را با سنگ سفت و تیز امتحان نکرده است.
به جای باده پر آب حیات شد هرگه
خیال لعل تو آورد در درون شیشه
هوش مصنوعی: همیشه به جای شراب، فکر و خیال زیبایی تو روح زندگی را به من میبخشد و مانند یک لعل درون شیشهام جا دارد.
تمام شد می ازان لب فسانه گو جامی
که موج دیده ما پر کند ز خون شیشه
هوش مصنوعی: شراب از آن لبان زیبا تمام شده است، بگو تا جامی بیاورند که اشکهای ما را چون خون در شیشه پر کند.