برگردان به زبان ساده
میفکن به روز دگر قتل بنده
که روز دگر را که مرده که زنده
هوش مصنوعی: به فردا فکر نکن و برایم دردسر درست نکن، چون فردا برای کسی که مرده و زنده اهمیت ندارد.
بود حق بنده ز تیغ تو زخمی
خدا را مکن ظلم در حق بنده
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه بنده تو زخمی شده، حق خدا را رعایت کن و در حق او ظلم نکن.
نبودم پسندیده صحبت تو
به دیداری از دور کردم بسنده
هوش مصنوعی: من به صحبتهای تو علاقهمند نبودم و از دور با ملاقات کردن بسنده کردم.
ز چاک گریبان تن نازک تو
مرا چاک در دامن جان فکنده
هوش مصنوعی: از پارگی گریبان ظریف تو، من نیز در دل خود پارگیای ایجاد کردهام.
دل سخت چون سنگ شیرین چه آگه
ز جانی که فرهاد در کوه کنده
هوش مصنوعی: دل محکم و سخت مانند سنگ، چه دانشی از روح و حسی که فرهاد در هنگام کندن کوه به آن دست یافته است.
من ابر بهارم تو گلبرگ خندان
مرا کار گریه تو را خوی خنده
هوش مصنوعی: من مانند ابر بهاری هستم که تو گلبرگ شادی من هستی؛ اگر من در حال گریه باشم، طبیعی است که تو هم باید بخندی.
چه دوزی به هم دلق صد پاره جامی
نیابی دل زنده از دلق ژنده
هوش مصنوعی: هرچه لباسهای پاره و کهنه را به هم بدوزی، دل زندهای از این لباسهای خراب به دست نمیآوری.