برگردان به زبان ساده
ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوه
از سنگ جور و بار غمت پشت ما به کوه
هوش مصنوعی: ای کسی که بر تخت زیبایی جم نشستهای، چه انتظاری میتوان از سنگینی و زجر غم تو داشت که بار آن همچون کوهی بر دوش ماست؟
پیش درت به خاک مذلت فتاده است
گر تاج شوکت است و گر افسر شکوه
هوش مصنوعی: در جلوی تو همه چیز به ذلت و خفت افتاده است، حتی اگر تو تاج و تختی از عظمت و glory داشته باشی.
سری که نانوشته همی خواندم از رخت
خط تو شرح داد علی احسن الوجوه
هوش مصنوعی: سری که هیچ پیامی در آن نبود، با زیبایی چهرهی تو، داستانی را برایم روایت کرد.
ای جسته حل مشکل ما ز اهل صومعه
باز آ که این گره نگشاید ازان گروه
هوش مصنوعی: ای کسی که به دنبال حل مشکل ما هستی، از دنیای گوشهنشینی و صومعه بیرون بیا. زیرا این گره از دست آن گروه باز نخواهد شد.
جامی به سعی خویش ز جانان خبر نیافت
یا معشر الاحبة بالله خبروه
هوش مصنوعی: جامی به تلاش خود از معشوق خبری نیاورد، یا ای اجتماع دوستان، به خدا او را خبر دهید.