برگردان به زبان ساده
تو آن مهی که برد خجلت آفتاب از تو
تو آن گلی که شود غنچه در نقاب از تو
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی که نور خورشید را کم رنگ میکند و باعث شرمندگیاش میشوی، و مانند گلی که سبب میشود غنچهها در زیر پردهای پنهان بمانند.
دلم که عشق بر او صد در بلا بگشاد
رخ امید نتابد به هیچ باب از تو
هوش مصنوعی: دل من که به عشق تو در سیلاب مصیبت غرق شده، دیگر هیچ امیدی از تو به بار نخواهد آمد و به هیچ ورودی راه نخواهد یافت.
همیشه عادت شاهان بود عمارت ملک
چه حکمت است که شد ملک دل خراب از تو
هوش مصنوعی: شاهان همیشه به ساخت و ساز و عمارتسازی شهرها و کشورهای خود عادت داشتند، اما حالا چه دلیلی وجود دارد که دل مردمان از وجود تو خراب و ویران شده است؟
عنان صبر شد از کف درین هوس که گهی
رسم به دولت پابوس چون رکاب از تو
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به این است که تحمل و صبر انسان به خاطر هوسها و تمایلاتش کنترلش را از دست میدهد و به همین دلیل ممکن است در مواقعی به سمت خوشبختی و کامیابی برود، مانند کسی که به دنبال جایی برای نشستن بر روی رکاب اسب است.
مکن شتاب به رفتن که می رود جانم
اگر چه عمری و نبود عجب شتاب از تو
هوش مصنوعی: عجله نکن برای رفتن، چرا که جانم در حال رفتن است. هرچند که عمری را در این دنیا گذراندهام، تعجبی نیست که تو اینقدر شتابزدهای.
به هر سلام مکن رنجه در جواب آن لب
که صد سلام مرا بس یکی جواب از تو
هوش مصنوعی: به هر بار که سلام میکنی، خود را در زحمت نینداز تا جواب بدهی. لب تو که چندین بار سلام مرا پاسخ داده، کافی است برای تمام آن سلامها.
چو قتل جامی مسکین ثواب می دانی
چنان مکن که شود فوت این ثواب از تو
هوش مصنوعی: اگر فکر میکنی کشتن یک فرد بیگناه پاداشی خواهد داشت، چنین کاری نکن، زیرا ممکن است باعث از دست دادن آن پاداش از سوی تو شود.