برگردان به زبان ساده
زهی چشم جهان بین روشن از تو
به چشم ما جهان چون گلشن از تو
هوش مصنوعی: چشم تو که به تمام جهان نگاه میکند، آنقدر روشن و زیباست که برای ما، دنیا مانند یک گلستان است.
مکن گو خانه ام روشن مه پر
که پر ماه است بام و روزن از تو
هوش مصنوعی: نور ماه را به خانهام نیاور، چرا که بام و پنجرهام پر از نور ماه است و به اندازه کافی روشن است.
ز بس در دلیری استاد گشتی
بتان گیرند تعلیم این فن از تو
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه در دلیر بودن بسیار ماهر شدی، حالا بتها هم از تو یاد میگیرند.
لبت گر جان ستان بودی چو غمزه
نبردی جان سلامت یک تن از تو
هوش مصنوعی: اگر لبهای تو جان میگرفتند، هیچکس نمیتوانست جان سالمی از تو به در ببرد و تو با یک نگاه به او آسیب نمیزدی.
بدرد جیب تا دامن گر افتد
جدا همچون قبا پیراهن تو
هوش مصنوعی: اگر چیزی به درد جیب و دامن بخورد، در واقع جداست مانند اینکه پیراهن تو از قبا جدا شده باشد.
زند گل لاف با پیراهنت لیک
ندارد بویی آن تردامن از تو
هوش مصنوعی: گل در پیراهن تو به زیبایی دیده میشود، ولی هیچ بویی از آن نیست. آن تردامن هم از تو بویی نمیبرد.
مگو هر دم چه خواهی جامی از من
که غیر از تو نمی خواهم من از تو
هوش مصنوعی: هر بار که چیزی خواستی، به من نگویید که چه میخواهی، زیرا من تنها تو را میخواهم و چیز دیگری نمیطلبم.