برگردان به زبان ساده
ای به دلم گرفته جا دمبدم از نظر مرو
مرهم سینه چون تویی مردم دیده هم تو شو
هوش مصنوعی: عزیز من، تو که در دل من جا داری، مدام از نظر نرو. مرهم دل من، مانند تو کسی نیست، پس فقط تو هستی که میتوانی به چشمم بیایی.
خرمن صبر شد به باد از غم عُمرکاه تو
لیک بود هزار ازین بر چو تویی به نیم جو
هوش مصنوعی: صبر و تحمل من به خاطر اندوه زندگی به یک دانه کاه تبدیل شده است، اما وجود تو به اندازه هزاران این کاه ارزش دارد و به راحتی نمیتوانم آن را نادیده بگیرم.
من که و فکر عافیت خاصه که شد به عشق تو
دل به کمند غم زبون جان به کف بلا گرو
هوش مصنوعی: من که به خاطر عشق تو دل را به غم سپردم و خودم را در خطر قرار دادم، فکر میکنم که در جستجوی آرامش هستم.
چند به هرزه، صوفیا! گوش به بانگ نی نهی
حالت و وجد بایدت ناله زار من شنو
هوش مصنوعی: به چند سخن پوچ و بیمحتوا که صوفیان میگویند گوش نسپار، زیرا حالت و روحنوازی تو نیازمند احساس عمیقتری است. حالا به صدای ناله و زاری من توجه کن.
غاشیه تو چون کشم چشم پر اشک کرده پا
پای من آبله همه بارگی تو تیزرو
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک شده است، مانند غباری که بر چهرهام نشسته است. پای من زخمهای زیادی دارد که تمام این دردها به خاطر شیدایی توست.
تخم شکیب کِشتهام وه که خیال ابرویت
سبز نگشته کشت من داس کشد پی درو
هوش مصنوعی: من صبر و حوصلۀ خود را به خاطر عشق تو کاشتهام، اما افسوس که هنوز امیدی به درو کردن ثمر آن ندارم و انگار که کسی در حال از بین بردن این کشت من است.
جامی خسته را که شد کشته تیغ غمزهات
لعل حیات بخش تو داد به خنده جان نو
هوش مصنوعی: جامی که خسته و دلشکسته شده بود، به خاطر تیر غمزهی تو جانش را از دست داد، اما تو با لبخند و زیباییات زندگی را به او بخشیدی.