برگردان به زبان ساده
تا خم چرخ کهن باشد و جام مه نو
بهر جامی بودم خرقه به خمخانه گرو
هوش مصنوعی: تا زمانی که دوران قدیم ادامه دارد و جام تازهای از ماه وجود دارد، من برای نوشیدن در خمخانه، خرقهام را به گرو گذاشتهام.
صرصر قهر ازل گو بنشان مشعل مهر
بس بود تا ابد ز شمع رخت یک پرتو
هوش مصنوعی: باد سرد و خشمگین ازل را آرام کن و شعله محبت را روشن نگهدار؛ چرا که نور چهرهات کافی است که همیشه روشنایی ببخشد.
هر کس از جلوه گل فهم معانی نکند
شرح آن دفتر ننوشته ز بلبل بشنو
هوش مصنوعی: اگر کسی نتواند زیبایی و معانی گل را درک کند، به او بگو که برای فهم آن، نیازی به نوشتن توضیحات نیست؛ بلکه باید از بلبل که عاشق و آگاه است، بشنود و بیاموزد.
زد مه روی تو خرمن فلک از مزرع خویش
گو به داس مه نو خوشه پروین بدرو
هوش مصنوعی: اگر چهره زیبای تو همچون ماه درخشان باشد، پس ای فلک، با داس ماه جدید خوشههای پروین را از زمین خود بچین.
ترک چشم تو اگر هندوی خویشم خواند
درکشم تاج کیانی ز سر کیخسرو
هوش مصنوعی: اگر کسی چشم تو را به زیبایی شبیه هندیها توصیف کند، من با کمال میل تاج سلطنتی کیانی را از سر کیخسرو میکشم و بر سر تو میگذارم.
دل بسی در پی مقصود دوید و نرسید
چند روزی تو هم ای اشک درین کوی بدو
هوش مصنوعی: دل مدتها برای رسیدن به هدفش تلاش کرد اما موفق نشد. اکنون کمی صبر کن، ای اشک، در این مسیر به او.
جامی این مامن اقبال نه جای من و توست
ختم شد رقعه اخلاص زمین بوس و برو
هوش مصنوعی: این مکان سعادتمندی دیگر جای ما نیست و نامه صداقت به پایان رسیده است؛ بنابراین، باید از اینجا برون برویم و به مقام واقعی خود برسیم.