برگردان به زبان ساده
تو جان پاکی سر به سر نی آب و خاک ای نازنین
والله ز جان هم پاک تر روحی فداک ای نازنین
هوش مصنوعی: تو ای عزیز، تمام وجودت چیزی جز آب و خاک نیست، اما با تمام وجودت پاکی و صفا داری. به خاطر تو، جان من هم فدای پاکی تو میشود.
پاکان ندیده روی تو دادند جان بر بوی تو
اینک به گرد کوی تو صد جان پاک ای نازنین
هوش مصنوعی: پاکان برای دیدن چهرهی تو جان خود را فدای عطر تو کردهاند. اکنون در اطراف کوی تو، بسیاری از جانهای پاک و معصوم، به شوق تو حاضرند ای عزیز.
رفتی به گلگشت چمن گل دید لطف آن بدن
از شوق آن بر خویشتن زد جامه چاک ای نازنین
هوش مصنوعی: تو به باغ گل رفته بودی و گلهای زیبایی را دیدی. عشق و زیبایی آن محبوب، چنان دلنشین است که از شوق آن، بر خود پارگی لباس را انتخاب کردی، ای دوست عزیز.
گر شد چو لاله پیکرم غرقه به خون غم کی خورم
این بس که بر دل می برم داغت به خاک ای نازنین
هوش مصنوعی: اگر بدنم مانند لاله غرق در خون شود، دیگر غم نخواهم خورد. این اوضاع را تحمل میکنم که به خاطر تو، عزیزم، درد دل را به زمین میسپارم.
دارم ز غم بیماریی بیمار غم را یاریی
گر تو کنی غم خواریی از غم چه باک ای نازنین
هوش مصنوعی: من در حال رنجیدهخاری از غم بیماری هستم، اما اگر تو به من کمک کنی و غم را برطرف کنی، دیگر از غم چه ترس و نگرانی دارم، ای محبتورز نازنین!
با آنکه شد دردم قوی خواهم فغانم نشنوی
ترسم که بهر من شوی اندیشه ناک ای نازنین
هوش مصنوعی: با وجود اینکه درد و رنج من زیاد شده است، من باز هم فریاد میزنم، اما نگرانم که تو به خاطر من غمگین شوی، ای عزیز.
جامی که دارد با تو خو هرگز نتابد از تو رو
گر خود نهی بر فرق او تیغ هلاک ای نازنین
هوش مصنوعی: اگر جامی که با تو انس دارد را از خود دور کنی، هرگز از تو روی برنمیگرداند. اگر تیغ مرگ را بر سر او بگذاری، باز هم نمیتواند تو را فراموش کند، ای دلبر عزیز.