برگردان به زبان ساده
یافتن پیش تو راهی نتوان
سویت از دور نگاهی نتوان
هوش مصنوعی: دیدن تو از دور هم ممکن نیست و هیچ راهی برای نزدیک شدن به تو پیدا نمیشود.
آه کز آتش تو سوخت دلم
وز دل سوخته آهی نتوان
هوش مصنوعی: ای کاش آتش عشق تو، دل مرا بسوزاند، اما از دل سوختهام نمیتوانم آه بکشدم.
غم دل را مکن از چهره قیاس
کوه را وزن به کاهی نتوان
هوش مصنوعی: غم و اندوه قلبت را با چهرهات نشان نده، چرا که نمیتوان وزن کوه را با کاهی سنجید.
با تو از سرو چمن چون گویم
نسبت گل به گیاهی نتوان
هوش مصنوعی: من نمیدانم چگونه زیبایی تو را با درختان و گلها مقایسه کنم، زیرا هیچ چیزی نمیتواند به اندازه تو زیبایی داشته باشد.
دیدن روی تو گه گه چه خوش است
ناخوش آن ست که گاهی نتوان
هوش مصنوعی: دیدن روی تو هر از گاهی خوشایند است، اما ناخوشایند این است که گاهی نتوانم این خوشی را تجربه کنم.
ناله ام جز به سر کوی تو نیست
داد جز بر در شاهی نتوان
هوش مصنوعی: ناله و فریاد من فقط در نزدیکی توست و نمیتوانم از کسی دیگر شکایت کنم.
دوش جامی به خیال رخ تو
گفت شعری که به ماهی نتوان
هوش مصنوعی: دیشب جامی در خیال چهرهات شعر زیبایی گفت که هیچچیز دیگری نمیتواند مانند آن باشد.