برگردان به زبان ساده
دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران
من ز پا افتاده وان سرو روان با دیگران
هوش مصنوعی: دل من به خاطر شکست و درد به جانم وابسته است و این جان که بهترین چیز است، با دیگران معاشرت میکند. من که از عشق و علاقه به شدت آسیبدیدهام، در حالی که محبوبم با دیگران در حال خوشگذرانی است.
آن که از خود دیدن جولان او رشک آیدم
چون توانم دیدنش جولان کنان با دیگران
هوش مصنوعی: من وقتی که به خودم نگاه میکنم و به زیباییها و ویژگیهای خودم میبالیدم، حس میکنم که وقتی او را در حالهای از شادی و همراه با دیگران میبینم، حسرت میخورم که چرا نمیتوانم او را فقط برای خودم داشته باشم.
التفات او چه خرسندی دهد چون بینمش
چشم ظاهر با خود و لطف نهان با دیگران
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه او به من معطوف شود، چه شادیای برایم به ارمغان میآورد! زیرا وقتی او را میبینم، چشمم به ظاهر و زیبایی او روشن میشود و در عین حال، محبت و لطفی که به دیگران دارد نیز برایم حس میشود.
ای اجل بستان ز من این جان بی آرام را
تا به کی باشد مرا آرام جان با دیگران
هوش مصنوعی: ای مرگ، جان بیقرار مرا از من بگیر تا کی میتوانم با دیگران آسوده زندگی کنم؟
جان به انبازی نشاید وین عجب کان سنگدل
یک زمان با ما نشیند یک زمان با دیگران
هوش مصنوعی: روح انسان نباید در رفاقت با سنگدلان باشد و این جالب است که فردی بیاحساس میتواند گاهی با ما باشد و گاهی با دیگران.
با من ار نامهربان شد نیست غم غم زان بود
کش به رغم خویش بینم مهربان با دیگران
هوش مصنوعی: اگر تو با من بیمحبت باشی، غصهای ندارم، چرا که میبینم تو با دیگران مهربانی میکنی.
جان جامی با خیالش روز و شب در گفت و گوست
جای آن دارد که نگشاید زبان با دیگران
هوش مصنوعی: جان جامی به خاطر خیال محبوبش، همیشه در حال گفتوگو و تفکر است و به همین خاطر جایی برای صحبت کردن با دیگران ندارد.