برگردان به زبان ساده
من و فکر تو چه بینم به جمال دگران
هم خیال تو مرا به که وصال دگران
هوش مصنوعی: من و اندیشهات چه چیزی از زیباییهای دیگران میبینیم، در حالی که تنها تصور تو برای من ارزشمندتر از رسیدن به دیگران است.
غیرتم بر تو چنان است که گر دست دهد
نگذارم که درآیی به خیال دگران
هوش مصنوعی: غیرت من نسبت به تو آنقدر زیاد است که اگر کسی بخواهد به تو نزدیک شود، اجازه نخواهم داد که فکر ورود به زندگیات را هم داشته باشد.
به محالات رقیبان چه نهی سمع قبول
حال ما گوش کنی به که محال دگران
هوش مصنوعی: به کارهای غیر ممکن رقبایت چه توجهی داری؟ آیا گوش شنوا به حال ما داری یا به چیزهای غیر ممکن دیگران؟
روز و شب تشنه جگر خاک درت بوسه زنم
من که لب تر نکنم ز آب زلال دگران
هوش مصنوعی: همیشه و در هر زمانی، من به شدت مشتاق و تشنه درگاه تو هستم و به زمین میسایم، به گونهای که حتی برای سیراب شدن از آب خنک دیگران، لب به آب نمیزنم.
هر چه جز دوست برون میکنم از خلوت دل
کی بود در حرم شاه مجال دگران
هوش مصنوعی: هر چیزی که جز دوست را از دل خود دور میکنم، کسی دیگر در حرم محبوب من جایی ندارد.
میبرد نامه او هدهد و ما دور دریغ
که پریدن نتوانیم به بال دگران
هوش مصنوعی: هدهد نامه او را میبرد و ما افسوس میخوریم که نمیتوانیم مثل دیگران پرواز کنیم.
حال جامی ز غمت زار و تو از سنگدلی
میگشایی نظر لطف به حال دگران
هوش مصنوعی: حالت به خاطر غم من خراب است، اما تو با بیرحمی به این موضوع بیتوجهی میکنی و نگاه محبتآمیزت را به حال دیگران میگذاری.