برگردان به زبان ساده
جلوه آن شوخ و جولان سمند او ببین
هر طرف آزاده ای سر در کمند او ببین
هوش مصنوعی: به تماشای زیبایی آن فرد نازنین بپرداز و ببین که چگونه هر جا که میرود، افراد آزاد و بیقید را به دنبالش میکشد.
فتنه را خواهی پی تاراج عقل و دین سوار
کرده جا بر پشت زین سرو بلند او ببین
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نابود کردن عقل و دین هستی، باید به سراغ فتنهها بروی و بنگری که چگونه بر روی سینهی بلند و استوار آن سوار میشوی.
بس که خون گریم به راهش چون مه نو در شفق
غرقه در خون دلم نعل سمند او ببین
هوش مصنوعی: به خاطر عشق او، چنان اشک میریزم که دلام مانند صبحگاه نو با رنگ سرخ خون غرق شده است. ببین چگونه نعل سمندش بر دلم نشسته و آن را مجروح کرده است.
لب ز می تر کرد طاووسان باغ سدره را
چون مگس پیرامن جلاب قند او ببین
هوش مصنوعی: طاووسان باغ سدره از می لب میزنند و به دور قند او همچون مگس کهن پرواز میکنند.
ای که گویی گریه تلخ تو چندین بهر چیست
خنده شیرین ز لعل نوشخند او ببین
هوش مصنوعی: ای کسی که میگویی برای چه اینقدر گریه میکنی، به خنده شیرین او که مانند لعل (گونت) است نگاه کن.
چشم بد را خالش افشانده ست بر آتش سپند
خط مشکین گرد رخ دود سپند او ببین
هوش مصنوعی: چشم بد را با خال سیاهی که بر روی صورتش به شکل دود سپند افتاده، بر افروخته است. نگاه کن به چهرهاش که نشان از زیبایی و جذابیت دارد.
گفته ای جامی سبکبار است در جانش درآی
کوه محنت بر دل اندوهمند او ببین
هوش مصنوعی: گفتهای که یک جام، احساس سبکی و آزادگی دارد، اما در دلش، بار سنگین رنج و درد نشسته است. بیا و این اندوه را در نگاهش ببین.