برگردان به زبان ساده
طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین
در خم هر موی صد دل مبتلای خویش بین
هوش مصنوعی: طرههای زیبا و مجعد خودت را ببین که در خم هر موی تو، صد دل عاشق و دلبسته وجود دارد.
بر لب بام آ شبی هر سو چو من افتاده ای
سر نهاده زیر دیوار سرای خویش بین
هوش مصنوعی: یک شب بر روی بام، من در حالتی افتادهام که سرم را زیر دیوار خانهام گذاشتهام. اگر به اطراف نگاه کنی، حالتی شبیه به من را میبینی.
برنشان پای تو رخ سوده ام شب تا سحر
از رخم اینک نشان بر خاک پای خویش بین
هوش مصنوعی: من تمام شب تا صبح پای تو را در دل خود حس کردهام و حالا از آثار آن، نشانههایی را بر خاک پای خود میبینم.
ز آرزوی یک نظر می میرم ای سلطان حسن
سرکشی از سر بنه سوی گدای خویش بین
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوی یک نگاه از تو، ای سلطان، دارم میمیرم. لطفا سرکشی و تکبر را کنار بگذار و نگاهی به من گدا بینداز.
برگ گل دیدن ز جیب غنچه گر داری هوس
دامن پیراهن از چاک قبای خویش بین
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیبایی و لطافت گل را ببینی، باید از دامن پیراهن خود و چاک لباس خود کمک بگیری. بهعبارت دیگر، برای دستیابی به زیباییهای زندگی، گاهی لازم است از منابع و امکانات خود استفاده کنی.
چند می پرسی کزین گونه چرا بیدل شدی
آینه بردار و شکل دلربای خویش بین
هوش مصنوعی: چند بار از من میپرسی چرا اینگونه دلشکستهام؟ آینه را بردار و زیبایی خودت را تماشا کن.
می روی تند و چو جامی صد گرفتار از قفا
آخر ای بی رحم یک بار از قفای خویش بین
هوش مصنوعی: تو با سرعت میروی و همچون جامی، بسیاری را از پشت سر گرفتار کردهای. ای بیرحم، یک بار به عقب نگاه کن و ببین چه بر سر آنها آوردهای.