برگردان به زبان ساده
نگار شوخ چشم تیز خشم تندخوی من
نمی بیند به چشم مرحمت یک بار سوی من
هوش مصنوعی: عشق بازیگوش و زیبای من، با نگاه تند و خشمگینش، هرگز نمیتواند با محبت و مهربانی یک بار به من نگاه کند.
به رویم از مژه خوناب وز دل خون ناب آمد
چه گویم کز فراق او چها آمد به روی من
هوش مصنوعی: از چشمان من اشک میریزد و از دل من حسرت و درد وجود دارد. چه بگویم از آنچه که به خاطر دوری او بر من رفته است؟
دم قتلم چو تیغ او ز سوز سینه بگدازد
ز آب زندگانی خوشتر آید در گلوی من
هوش مصنوعی: زمانی که جانم در حال جدا شدن است و درد سینهام به شدت احساس میشود، از آنجا که مرگ برایم زیباتر از زندگی است، بیشتر میپسندم که در آخرین لحظات زندگیام، این احساسات دردناک را تحمل کنم.
تماشای رخش را هر سر مو گر شود چشمی
سر مویی نگردد کم به رویش آرزوی من
هوش مصنوعی: اگر هر مویی از من چشمی برای تماشای چهرهاش میداشت، حتی یک سر موی کم هم نمیشد، چون آرزوی من فقط دیدن اوست.
در آن کو عمرها گشتم نگفت آن بی وفا هرگز
که این مسکین سرگردان چه می جوید به کوی من
هوش مصنوعی: در طول سالها که در آنجا سرگردان بودم، هیچگاه آن شخص بیوفا نگفت که این آدم مسکین و آواره چه چیزی را در خیابان من جستجو میکند.
به خوبان عشق ورزیدن مرا خویی ست دیرینه
به زودی کی توان ای پندگو اصلاح خوی من
هوش مصنوعی: عشق ورزیدن به نیکان برای من عادت طولانیمدتی است. به زودی چه کسی میتواند حال و روز من را تغییر دهد، ای کسی که در حال نصیحت من هستی؟
مگو جامی کزان مشکین سلاسل پای دل بگسل
که پیوندی ست با او محکم از هر تار موی من
هوش مصنوعی: نگو که جامی که از آن زنجیرهای سیاه دل را بگسلی، رابطهای است که از هر رشته مویم به او محکمتر است.