برگردان به زبان ساده
ای خاک پای توسنت افزوده آب روی من
در عشقت از روز ازل با محنت و غم خوی من
هوش مصنوعی: ای خاک پای تو، به من آب و رنگی داده است. در عشق تو، از ابتدای آفرینش، غم و اندوه من را نیز افزوده است.
هر روز بر شکل دگر خود را به راهت افکنم
باشد ندانی کان منم بینی به رحمت سوی من
هوش مصنوعی: هر روز به شکلی جدید خود را در مسیر تو نشان میدهم، شاید ندانسته مرا بشناسی و به سمت من با رحمت بیایی.
در جست و جوی وصل تو آمد به سر عمرم ولی
نبود به جز بی حاصلی محصول جست و جوی من
هوش مصنوعی: در طول عمرم همیشه در پی رسیدن به تو بودهام، اما نتیجهاش جز ناکامی و عدم موفقیت چیزی نبوده است.
تا کی پی آغوش تو هر سو برم دست هوس
مشکل که آرد چون تویی سر در خم بازوی من
هوش مصنوعی: تا کی باید برای رسیدن به آغوش تو به دنبال هر طریقی بروم؟ این کار برایم سخت است، چون کسی مانند تو نمیتواند در آغوش من جا شود.
زین گونه کز سر تا قدم بگرفت دردت مو به مو
شاید که خیزد دمبدم صد ناله از هر موی من
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که درد و رنج به شدت وجود را فرا گرفته و به جزئیات بدن رسیده است. به طور مداوم صدای نالهها از هر تار مویی که از این درد رنج میبرد، شنیده میشود. این احساس عمیق و فشرده نشاندهندهٔ شدت این درد و تأثیر آن بر وجود فرد است.
دانم که گردد عاقبت آلوده خراب اجل
این سر که دارد روز و شب بالین سر زانوی من
هوش مصنوعی: میدانم که در نهایت، سرنوشتم دچار آلودگی خواهد شد و مرگ به سراغ من میآید، در حالی که روز و شب بر روی زانویم دراز کشیدهام.
خوش آنکه شب با پاسبان گفتی که جامی را بران
تا چند باشد تنگ ازو جا بر سگان کوی من
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در شب با نگهبان گفتوگو کند و برای سگی که در کوچهی اوست در خواست کند که چرا اینجا محدودیت دارد و باید راهش باز شود.