برگردان به زبان ساده
ای ز تو کوه کوه غم بر دل مبتلای من
نیست مراد خاطرت جز غم و جز بلای من
هوش مصنوعی: تو ای کسی که وجودت سبب غم و اندوه من شده، در دل بیمار من جایی برای غمهای بزرگ نیست. آرزوی خاطر تو فقط به بار آوردن درد و ناراحتی من است.
هر مژه کرده جوی خون بر رخ من روان ولی
کیست که با تو دم زند از من و ماجرای من
هوش مصنوعی: هر مژهای از چشمان تو مانند رودی از خون بر چهرهام میریزد، اما چه کسی است که درباره من و ماجراهایم با تو صحبت کند؟
مهر و وفای من مبین ترک جفای خود مکن
زانکه جفای چون تویی نیست کم از وفای من
هوش مصنوعی: دوست من، محبت و وفاداری من را نشان نده و از بیوفایی دست نکش. زیرا بیوفاییای که تو داری به اندازه وفاداری من کمتر نیست.
گر چو سگان دهند ره در پی محمل توام
چرخ به فرق سرکشد هودج کبریای من
هوش مصنوعی: اگر مانند سگها در پی کالسکهات بروم، باز هم چرخ زندگی بر سر من تاج عظمت میگذارد.
نامه صفت سیاه رو مانم اگر نه فضل تو
خامه مغفرت کشد بر ورق خطای من
هوش مصنوعی: اگر بتوانم ویژگیهای منفیام را به نامهای تشبیه کنم، باز هم اگر فضل و رحمت تو نباشد، کلمات بخشش تو بر روی ورق گناهان من خواهند نوشت.
باد همیشه تا بود نام و نشان ز بود ما
مسند ناز جای تو خاک نیاز جای من
هوش مصنوعی: باد همیشه وجود دارد، اما در عوض ما هیچ اثری از وجود خود نداریم. جایی که تو قرار داری، مقام و عظمت دارد، ولی من تنها در خاک نیاز و درخواست خودم هستم.
تا به کرشمه گفته ای مردم چشم جامیم
چشم سپهر می برد سرمه ز خاک پای من
هوش مصنوعی: با ناز و زیباییات به دیگران گفتهای که ما مردم چشمجام از آن سپهر را میبریم، در حالی که من سرم را از خاک پای تو برمیدارم.