برگردان به زبان ساده
با یار کوچ کرده که گوید پیام من
وانجا به جز صبا که رساند سلام من
هوش مصنوعی: با محبوبی که از دیار خود رفته صحبت کن و بگو که من در آنجا به جز نسیم صبح، کسی نیست که سلام من را به او برساند.
من کیستم که نامه فرستم به سوی او
در نامه سگانش نویسید نام من
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که نامهای به او بفرستم، در نامهای که به سگانش مینویسند، نام من را ذکر کردهاند.
جانم ستد که از لب شیرین عوض دهم
رفت آخر و به گردن خود برد وام من
هوش مصنوعی: جانم را گرفت و من برای اینکه از لب شیرین او چیزی بدست آورم، همه چیز را فدای او کردم، اما او رفت و بار بدهیام را بر دوش من گذاشت.
عمری ز اشک دانه فشاندم ولی چه سود
چون نامد آن کبوتر رحمت به دام من
هوش مصنوعی: سالها به اشکهای خود دانه پاشیدم، اما چه فایده دارد وقتی که آن کبوتر رحمت به دام من نیامد.
ای صید پیشه چاره چه سازم خدای را
کان آهوی رمیده شود صید رام من
هوش مصنوعی: ای شکارچی، چه کنم با دل خود؟ چراکه آن آهو که از دست رفته و فراری بود حالا به طرز ملایمی در دلم نشسته است.
تا کی به وصل سیم عذاران کنم طمع
صد ره مرا بسوخت طمع های خام من
هوش مصنوعی: تا کی باید امید داشته باشم که به وصال معشوقان زیبا برسم؟ آرزوها و خواستههای خام من بارها مرا سوزانده و آسیب زده است.
جامی مگوی کین همه مستی و شور چیست
کز خم عشق پر ترک افتاد جام من
هوش مصنوعی: بیدل اوزوی، نپرس که این همه شوق و سرمستی از چیست، چرا که جام من از عشق پر شده و شکسته است.