برگردان به زبان ساده
ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من
کرده آشوب غمت تاراج خواب و خورد من
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که دردهای زیادی به جانم برسد، غم تو زندگیام را به هم ریخته و خواب و آسایشم را از من گرفته است.
من ندارم تاب بی دردی خدا را ای طبیب
مرهمی فرما که هر دم بیش گردد درد من
هوش مصنوعی: ای پزشک، من دیگر نمیتوانم دردهای بیپایان را تحمل کنم. لطفاً چارهای بیندیش که هر لحظه احساس درد من بیشتر میشود.
خاک گشتم در رهت بگذر به من ای سروناز
پیش ازان روزی که آیی و نیابی گرد من
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق تو به خاک تبدیل شدم، پس به من توجه کن ای نازنین، پیش از آن روزی که بیایی و مرا در گرد و غبار پیدا نکنی.
سوی تو همراه اشک آمد تنم دامن مکش
ای گل خندان ازین خاشاک آب آورد من
هوش مصنوعی: به سوی تو همراه با اشکهایم آمدهام. ای گل خندان، دامن خود را از من دور نگهدار، چون من از این خاکستر و ناچیزی آب آوردهام.
دیگری را بر تو چون گیرم بدل چون مثل تو
در همه عالم نیابد فکر عالم گرد من
هوش مصنوعی: اگر کسی را به جای تو بیابم، نمیتوانم چون تو کسی را در تمام جهان پیدا کنم؛ بنابراین، همهچیز برای من گرد تو میچرخد.
ره به گلزارم مده بی او مباد ای باغبان
تازه گلها را خزان آید ز آه سرد من
هوش مصنوعی: ای باغبان، مرا به باغ نبر که بی او هرگز نروم، چرا که اگر او نباشد، گلهای تازه هم به زودی پژمرده خواهند شد. حسرت واندوه من مانند سرمایی است که به زودی به این گلها آسیب میزند.
گفته جامی ندارد رنگی از سودای ما
شرم دار آخر ز اشک سرخ و رنگ زرد من
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه جامی (محبوب یا عشق) هیچ رنگی از احساسات و آرزوهای درونی من ندارد. در ادامه، شاعر به حالت خود اشاره میکند و از خجالت وجود اشکهای قرمز و رنگ زردش صحبت میکند. به طور کلی، احساسات و افسردگی او به وضوح از رنگ چهرهاش و حالت چشمانش نمایان است.