برگردان به زبان ساده
ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان
تلخکام از لب میگون تو شیرین دهنان
هوش مصنوعی: ای کسانی که به طلا و جواهرات علاقه دارید، سنگ تو را بر سینه میزنند و از تلخیهای زندگی شکایت دارند؛ اما مگر از لبان شیرین تو، کسی تلخی را احساس میکند؟
با گل و بلبل اگر باد نه بوی تو رساند
آن چرا جامه دران آمد و این نعره زنان
هوش مصنوعی: اگر باد بوی تو را با خود به همراه نیاورد، پس چرا این گل و بلبل با لحنی شاد و دلنشین حاضر شدهاند و اینگونه به سر و صدا درآمدهاند؟
دلق سالوس مرا پرده ناموس درید
جلوه تنگ قبایان تنک پیرهنان
هوش مصنوعی: نیرنگ و دورویی مرا از حجاب عفت و حیا بیرون کرد و زیبایی و زینت کسانی که لباسهای تنگ و نازک میپوشند، نمایان شد.
چون نرنجم که درین بزم طرب نپسندند
یک ترنجم به کف از غبغب سیمین ذقنان
هوش مصنوعی: اگر من در این مهمانی شاداب نباشم، کسی خوشش نمیآید. یک لبی ترنج (میوهای شاداب) در دست من است که از غبغب نقرهایام آویزان است.
بر در پیر خرابات که خمخانه او
باد محروس ز سنگ ستم خم شکنان
هوش مصنوعی: در درگاه پیر میخانه که محل نوشیدنی اوست، محبوس از ظلم و ستمی که بر دوش خمشکنان سنگینی میکند.
می زدم حلقه برآمد ز درون آوازی
کای تو را خاتم دولت گرو اهرمنان
هوش مصنوعی: شرطی که دادی برآورده شد و صدایی از درون به گوش رسید که تو را مشغول به خود خواهد کرد و فرمانرواییات را به چالش میکشد.
ساکن خانقه و مدرسه می باش که نیست
کنج میخانه ما جز وطن بی وطنان
هوش مصنوعی: در این بیت به شخصیتی اشاره میشود که در خانقاه (محل عبادت و عرفان) و مدرسه (مؤسسه یادگیری) زندگی میکند. این فرد در این مکانها به جستجوی معنویت و علم میپردازد و به نوعی از دنیا و شراب خانه دور است. او احساس میکند که در میخانه (مکان نوشیدن و خوشگذرانی) جز وطن بیوطنان چیزی وجود ندارد. به عبارتی، او در آرزوی وطن و یک خانه حقیقی است، جایی که بتواند به آرامش و هویت دست یابد، اما میبیند که آنچه در زندگیاش وجود دارد، تنها حس بیهویتی و گمشدگی است.
لاف قوت مزن ای پشه عاجز که شکست
زیر این بار گران پشت همه پیلتنان
هوش مصنوعی: ای پشهی ناتوان، از قدرت خود سخن مگو، چرا که زیر این بار سنگین، حتی بزرگترین فیلها نیز تاب نمیآورند و خم میشوند.
جامی این نظم حسن گر بفرستد سوی فارس
حافظش نام نهد خسرو شیرین سخنان
هوش مصنوعی: اگر جامی که زیبایی این شعر را به فارس بفرستد، حافظش را با نام خسرو شیرین زبان بنامد.