برگردان به زبان ساده
نه زهد آید مرا مانع ز بزم عشرت اندیشان
غم خود دور می دارم ز بزم عشرت ایشان
هوش مصنوعی: من زهد و پرهیزکاری نمیخواهم که مانع از شرکت در جشن و خوشگذرانی عاشقان شود. از غم و اندوه خود دور میشوم و به خوشی آنها میپردازم.
به جایی کاطلس شاهان نشاید فرش ره حاشا
که راه قرب یابد دلق گردآلود درویشان
هوش مصنوعی: به جایی که فرش و لباس با ارزش شاهان است، نباید درویشهای بینوا و لباسهای کهنه را راه داد، چون نزدیک شدن به مقامهای بالا و معنوی به لباس و ظاهر افراد وابسته نیست.
مباش آن شوخ گو شرمنده ز آیین جفا کوشی
که نبود شیوه آزار در دین وفاکیشان
هوش مصنوعی: مبادا که تو آن کس باشی که به خاطر ظرافت کلامش، دیگران را به زحمت بیندازد. زیرا در دین وفا، آزار و اذیت جایی ندارد.
نه اندیشم دعایی غیر ازین کان شاه خوبان را
مبادا هیچ گه آسیبی از کید بداندیشان
هوش مصنوعی: من به جز این دعا فکر نمیکنم که خدایا، مبادا هیچ آسیبی به محبوبان تو از توطئهی بداندیشان برسد.
مرا پیوند خویشی بود با صبر و خرد لیکن
دلم تا آشنای عشق شد بگسستم از خویشان
هوش مصنوعی: من رابطهای نزدیک با صبر و عقل داشتم، اما وقتی دل به عشق سپردم، از این روابط قطع ارتباط کردم.
ز راه دل رسد اشک جگرگون دیده ما را
بلی این خانه را می آید آب تیره از پیشان
هوش مصنوعی: از دل ما اشکهایی به چشمهایمان میریزد، و بله، اینجا آب تیره مانند نتیجهای از غم و اندوه از پیشانی ما جاری میشود.
چو آید دور جامی جام گلگون دیگری را ده
بود خونابه دل بس می لعل جگرریشان
هوش مصنوعی: زمانی که میرسد که یک جام جدید و سرخ رنگ را به دست میآوریم، باید ناله و درد دل را فراموش کنیم و به شادی و سرور بپردازیم.