برگردان به زبان ساده
به عارض تو ز ماه تمام چون گویم
به لعل تو ز می لاله فام چون گویم
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو همچون ماه روشن است، و لبهای تو به رنگ لعل و شمع مانند، زیبا و دلانگیزند.
لبت گهی که درآید به شکرافشانی
حدیث طوطی شیرین کلام چون گویم
هوش مصنوعی: وقتی لبهای تو به خنده باز میشود و سخن میگوید، مانند طوطی شیرینزبان، چه بگویم!
خوش آن زمان که تو را بینم و ز حیرانی
چنان شوم که ندانم سلام چون گویم
هوش مصنوعی: خوشحالم وقتی تو را میبینم و چنان متعجب میشوم که نمیدانم چطور باید سلام کنم.
جفای تو همه وقتی رسد نمی دانم
که شکر این کرم مستدام چون گویم
هوش مصنوعی: رنج و سختیهای ناشی از بیمحلی تو هر لحظه بر من میرسد، اما نمیدانم چگونه باید سپاسگزار این محبت همیشگیات باشم.
شراب را که بر هر جا حرام می دانند
اگر ز دست تو باشد حرام چون گویم
هوش مصنوعی: هر جا که مردم شراب را ممنوع میدانند، اگر شراب از دستان تو بیاید، چگونه میتوانم آن را حرام بشمارم؟
گدای کوی تو گویم چو نام من پرسند
چو این خجسته لقب هست نام چون گویم
هوش مصنوعی: وقتی از من دربارهی نامم بپرسند، میگویم که من گدای کوی تو هستم، زیرا این عنوان خوشایند و ارزشمندی است.
چو جامی از هوست می پرست شد با او
به جز حکایت صهبا و جام چون گویم
هوش مصنوعی: وقتی که جامی پر از عشق مینوشم، در کنار آن فقط داستان شرابی خوشطعم و لطیف را میتوانم بگویم.