برگردان به زبان ساده
کی بود کی که ازین سوز درون باز رهم
یا ازین درد و غم روز فزون باز رهم
هوش مصنوعی: چه کسی میتواند مرا از این آتش درونی رهایی بخشد یا از این درد و غم روز افزون نجات دهد؟
چند طعن خرد ای عشق خدا را مددی
شاید از درد سر او به جنون باز رهم
هوش مصنوعی: ای عشق، به خدا پناه میبرم از طعنهها و زخمهای قلبی. امیدوارم که با کمک تو بتوانم از درد و رنجی که دچارش هستم، رها شوم و به آرامش برسم.
فکر زلفش به فسانه نرود از سر من
این نه ماری ست که از وی به فسون باز رهم
هوش مصنوعی: فکر زلف او از ذهنم نمیرود و این زلف، همچون ماری نیست که با جادو بتوانم از چنگش رها شوم.
این همه عشوه و دستان که تو را می بینم
چه کنم یارب و از دست تو چون باز رهم
هوش مصنوعی: وقتی تو را میبینم و زیباییها و حرکاتت را میفهمم، نمیدانم چه باید بکنم، ای خدا، زیرا وقتی از تو دور میشوم، احساس میکنم چه وضعیتی دارم.
باش دمساز من دلشده ای بخت بلند
تا ز ناسازی این بخت نگون باز رهم
هوش مصنوعی: با من همراه باش ای کسی که خوشبختی در کنار توست، تا از این بخت بدی که به سرم آمده، رهایی یابم.
بر دل من بنه ای مرهم دلها دستی
تا ز درد دل بی صبر و سکون باز رهم
هوش مصنوعی: بر دل من بگذار یک دارو که بتوانم از درد دل بیصبر و بیخود شدن نجات پیدا کنم.
جامیا جرعه ای از جام فنا می خواهم
تا بدان شربت ازین خوردن خون باز رهم
هوش مصنوعی: من جرعهای از جام نابودی میخواهم تا با نوشیدن آن، از مقام ناپسند شیرینی خونریزی رهایی یابم.