برگردان به زبان ساده
از هر که نامت ای بت غماز بشنوم
خواهم که بازگوید تا باز بشنوم
هوش مصنوعی: هر بار که نام تو، ای معشوق فریبنده، به گوشم برسد، دوست دارم که دوباره بگویند تا بتوانم باز هم بشنوم.
صد ره حکایت تو به پایان اگر رسد
خواهم که بار دیگر از آغاز بشنوم
هوش مصنوعی: اگرچه داستان تو به انتها برسد، من میخواهم که دوباره از ابتدا بشنوم.
تعلیم غمزه تو بود هر کجا که من
قانون سحر و قاعده ناز بشنوم
هوش مصنوعی: هر کجا که قانون سحر و نشانههای ناز را بشنوم، به یاد غمزههای تو میافتم و میفهمم که درس آنها را از تو گرفتهام.
هر شب به پای روزن و بام تو جا کنم
باشد که چون سخن کنی آواز بشنوم
هوش مصنوعی: هر شب در کنار روزن و سقف منزل تو مینشینم تا شاید وقتی که سخن بگویی، صدایت را بشنوم.
خواهم به نرد عشق تو نقد دو کون باخت
تا کی فسون عقل دغاباز بشنوم
هوش مصنوعی: برای عشق تو، تمام داراییام را فدای میکنم تا دیگر از فریب عقل و دروغهای آن چیزی نشنوم.
هر صبحدم ز شوق قدت سوی باغبان
آیم حدیث سرو سرافراز بشنوم
هوش مصنوعی: هر روز صبح به شوق زیبایی تو به باغ میروم تا داستان سرو بلند و باوقار را بشنوم.
جامی نهفته دار غمش را میان جان
مپسند کز زبان کس این راز بشنوم
هوش مصنوعی: غم و اندوه را در دل خود نگهدار و آن را به کسی نگو، چون از زبان هیچکس این راز را نخواهم شنید.