برگردان به زبان ساده
من که با یاد رخت آن آستان مسکن کنم
کی به عمر خویشتن یاد گل و گلشن کنم
هوش مصنوعی: من که تمام زندگیام را صرف یاد تو کردهام، چگونه میتوانم در طول عمرم به یاد گل و باغها باشم؟
دیده روشن می شود از صورت زیبای تو
ور کسی انکار این معنی کند روشن کنم
هوش مصنوعی: چشمهایم از زیبایی تو روشنی میگیرد و اگر کسی این حقیقت را انکار کند، من خودم آن را روشن میکنم.
غمزه شوخت به خونریزم کشد تیغ جفا
با خیالت نیم شب گر دست در گردن کنم
هوش مصنوعی: چشمک زدن تو باعث میشود که به شدت مجروح شوم، منظرهی سختی که با خیالت میسازم، مثل تیغی است که در نیمهشب به من آسیب میزند، اگر بخواهم دستانم را دور گردن تو بپیچم.
بس که لاف بندگی زد سرو پیش قامتت
راستی هر جا رسم آزادی سوسن کنم
هوش مصنوعی: چقدر در برابر زیبایی و بزرگی تو از بندگی و خدمتگذاری سخن گفتهام، که هر کجا آزادی و استقلالی وجود داشته باشد، مانند سوسن، خود را به نمایش میگذارم.
آنچه زاهد می کند در خانقه شام و صباح
والله از میخانه ام رانند اگر آن من کنم
هوش مصنوعی: زاهد در خانقاه در صبح و شام کارهایی انجام میدهد که من هم میتوانم آنها را در میخانه انجام دهم. اگر کارهای من هم به آن شکل باشد، مرا از میخانه بیرون میکنند.
جان چه آرم پیش گنجشکی که از بامش پرد
مرغ شاخ سدره را چون دانه از ارزن کنم
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم جانم را نزد گنجشکی آرام کنم که از بالای خانهاش، مرغی را درخت سدره را مانند دانهای از ارزن پایین میاندازد؟
صحبت یار و اوان عیش و ایام بهار
از خرد نبود که اکنون ترک می خوردن کنم
هوش مصنوعی: سخن دربارهی محبوب و لحظات خوش زندگی و فصل بهار آنقدر عقلانی نیست که بخواهم این روزها را ترک کنم و از آنها دوری گزینم.
کی برد همسایه را جامی شبان تیره خواب
بس که از داغ جدایی ناله و شیون کنم
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند از درد جدایی و شبهای تاریک خواب آرامی به دست آورد، چون من از شدت غم و اندوه ناله و فریاد میزنم.