برگردان به زبان ساده
هر زمانت پیش چشم خود تخیل میکنم
یک به یک اسرار حسنت را تامل میکنم
هوش مصنوعی: هر بار که تو را میبینم، به طور خیالی همه زیباییهایت را در ذهنم مرور میکنم و به دقت به اسرار جذابت فکر میکنم.
چون بدین خوبی که هستی نقش میبندم تو را
میشوم حیران که بیتو چون تحمل میکنم
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، در دل خودت را ثبت میکنم و در شگفتی میافتم که چطور میتوانم بدون تو زندگی کنم.
نام تو گفتن نیارم فاش مقصودم تویی
گر حدیث سرو یا افسانهٔ گل میکنم
هوش مصنوعی: میگویم نام تو را به زبان نیاورم، اما منظورم فقط خود تو هستی حتی اگر در مورد زیبایی سرو یا داستان گل صحبت کنم.
چون زنی تیغم که جان ده بهر تیغ دیگر است
نه برای جان اگر ناگه تعلل میکنم
هوش مصنوعی: زمانی که مانند شمشیری قوی هستم که جان را به خاطر شمشیر دیگری فدای میکنم، نه به خاطر جان خودم. اگر ناگهان تردید میکنم، به این دلیل است که موقعیتی خاص پیش آمده است.
میروم دامن کشان با دلق رنگین از شراب
در صف دُردیکشان عرض تجمل میکنم
هوش مصنوعی: به سمت جایی میروم و دامن رنگینی به همراه دارم، در حالی که از شراب در کنار افرادی که به خوشگذرانی مشغولند، به نمایش تجمل میپردازم.
سر عشق از دفتر گل خواندنم دستور نیست
فهم آن معنی ز گفتوگوی بلبل میکنم
هوش مصنوعی: عشق را از گلها نمیتوان به راحتی فهمید، بلکه برای درک عمیقتر آن، باید از صحبتهای بلبل و آواز او بهره برد.
گفتمش جامی اسیر توست گفتا آگهم
لیک بهر طعن بدگویان تغافل میکنم
هوش مصنوعی: به او گفتم که جامی به خاطر تو گرفتار است، او پاسخ داد که از این موضوع آگاه است، اما برای اینکه به حرفهای بدگویان اهمیت ندهد، خود را نادان وانمود میکند.