برگردان به زبان ساده
هر زمان گویم که مهر او ز دل بیرون کنم
لیک با خود بس نمی آیم ندانم چون کنم
هوش مصنوعی: هر بار که تصمیم میگیرم عشق او را از دل بزدایم، اما در درون خودم نمی توانم به این نتیجه برسم و نمیدانم چگونه این کار را انجام دهم.
بوالعجب کاری که خلقی در پی درمان من
من به فکر آنکه هر دم درد خویش افزون کنم
هوش مصنوعی: عجب است که برخی از مردم در پی درمان درد من هستند، در حالی که من خودم هر لحظه بیشتر به فکر افزایش درد خویش هستم.
گر نهم گریان سر اندر کوه بی لعل لبش
سنگها را چشمه سازم چشمه ها را خون کنم
هوش مصنوعی: اگر در کوه سر به گریه بگذارم و لبانش لبخند نباشند، میتوانم سنگها را به چشمه تبدیل کنم و چشمهها را به خون تبدیل کنم.
نقش بندم سوی او صد نامه مضمون سوز و درد
اشک خونین را به رخ عنوان آن مضمون کنم
هوش مصنوعی: من صد نامه پر از مضمون و احساس را که پر از درد و اشک است به سوی او میفرستم و بر چهرهاش مینویسم تا معنای آن نامهها را نشان دهم.
جای تکبیر و دعا خواهم ز لیلی قصه خواند
ناگه ار روزی گذر بر تربت مجنون کنم
هوش مصنوعی: در جایی که باید دعا و بزرگداشت داشته باشم، داستان لیلی را خواهم خواند و ناگهان اگر روزی به قبر مجنون برسم، این کار را انجام میدهم.
خلق را بر مجمر غم دل بسوزانم چو عود
ناله در چنگ فراقش گر بدین قانون کنم
هوش مصنوعی: میخواهم دل مردم را با درد و غم خود بسوزانم، همانطور که عود (بوی خوش) در آتش میسوزد. اگر به این ترتیب برسم، احساسی از جدایی و فراق نیز در دل من وجود دارد.
کشته شد جامی ز هجر افسانه وصلش چه سود
مرغ بسمل کی زید صدبار اگر افسون کنم
هوش مصنوعی: کسی به خاطر جدایی از محبوبش جانش را از دست میدهد، اما چه فایدهای دارد؟ حتی اگر چندین بار تلاش کنم تا او را جذب کنم، مانند پرندهای زخمی که نمیتواند پرواز کند، تنها زجر میکشد.