برگردان به زبان ساده
چو نتوانم که بر خوان وصالت میهمان باشم
سر خدمت نهاده چون سگان بر آستان باشم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم در میهمانی وصال تو حاضر باشم، پس به حالت خدمتگزاری مانند سگان در آستان تو خواهم بود.
ز خوی نازکت ترسم وگر نی تا سحر هر شب
به گرد کوی وی تو نعرهزنان افغانکنان باشم
هوش مصنوعی: از لطافت و نازکی خوی تو میترسم، وگرنه، هر شب تا صبح در اطراف خانهات فریادزنان و از روی محبت نالهکنان خواهم بود.
به هر گونه که باشم از من بدروز نپسندی
نمی دانم چه سان می خواهیم تا آن چنان باشم
هوش مصنوعی: به هر شکلی که باشم، نمیدانم چرا از من بدترسی. نمیدانم چه کار کنم تا به گونهای شوم که مورد پسند تو باشم.
من از تو شاد گردم تو ز من غمگین خوشا جایی
که تو باشی عیان در دیده من من نهان باشم
هوش مصنوعی: من از خوشحالی تو شاد میشوم و تو به خاطر من ناراحت میباشی. چه خوب است که تو در جایی باشی که در نظر من دیده میشوی و من در پسزمینه حضور داشته باشم.
گشادی پرده از عارض مکن منع من از افغان
رها کن تا زمانی بلبل این گلستان باشم
هوش مصنوعی: لطفاً پرده را از روی چهرهام بردار و مانع نکن که آزادانه فریاد بزنم. بگذار تا زمانی که هنوز بلبل این گلزار هستم، زندگی کنم و شاد باشم.
ز ناموس خودم مقصود نام و ننگ توست ار نه
مرا غم نیست کز عشق تو رسوای جهان باشم
هوش مصنوعی: من به خاطر ناموس خودم نگران اسم و رسم تو هستم، زیرا اگر نه، برای من مهم نیست که به خاطر عشق تو در دنیا رسوا شوم.
طفیل من همی دیدند رویت دیگران واکنون
شدم راضی که چون جامی طفیل دیگران باشم
هوش مصنوعی: دیگران همیشه به خاطر وجود تو به من نگاه میکردند، ولی حالا راضیام که مثل یک جام، فقط به خاطر دیگران وجود داشته باشم.