برگردان به زبان ساده
نیاساید کس از افغان من جایی که من باشم
همان بهتر که هم خود همنشین خویشتن باشم
هوش مصنوعی: کسی نباید نگران صدای من باشد، جایی که من حضور دارم، بهتر است که خودم تنها بمانم و همدم خودم باشم.
دهم تسکین خود هر شب که فردا بینمش در ره
ولی آن سنگدل ناید بدان راهی که من باشم
هوش مصنوعی: هر شب خود را آرام میکنم و به امید دیدن او در فردا صبر میکنم، اما آن سنگدل هرگز به راهی که من هستم نخواهد آمد.
مرا بربود ذوق گفت و گوی آن پری زانسان
که چون دیوانگان پیوسته با خود در سخن باشم
هوش مصنوعی: من از زیبایی گفت و گوی آن پری مجذوب شدم و از آن زمان به طور مداوم مانند دیوانگان با خودم در حال صحبت هستم.
چو همدردی نمی یابم که گویم درد خود با او
گهی با یاد مجنون گه به فکر کوهکن باشم
هوش مصنوعی: وقتی همدردی پیدا نمیکنم که بتوانم دردهای خود را با او در میان بگذارم، گاهی به یاد مجنون میفتم و گاهی هم به فکر کوهکن هستم.
رقیبا تلخ گفتن تا به کی چندان زبان درکش
که یکدم گوش بر گفتار آن شیرین دهن باشم
هوش مصنوعی: ای رقیب، تا کی باید تلخ صحبت کنی؟ چقدر میتوانم این زبان تلخ را تحمل کنم، در حالی که من فقط یک لحظه میخواهم به گفتار آن شیرینزبان گوش بسپروم.
چنان بربود خواب من که ناید چشم من بر هم
مگر وقتی که زیر خاک خفته در کفن باشم
هوش مصنوعی: خواب من به قدری عمیق و شدید است که تنها زمانی چشمانم را خواهم بست که در زیر خاک و درون کفن استراحت کرده باشم.
چو شد در کار می پیمان تقوا جامی آن اولی
که پیمانه به کف با ساقی پیمان شکن باشم
هوش مصنوعی: وقتی در کار نوشیدن برای خود پیمانی از تقوا بگذارم، آن وقت من هم باید مثل ساقی که پیمانه را میشکند، عمل کنم و از آن پیمان تخطی کنم.