برگردان به زبان ساده
هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم
از فغان و ناله شهری را به فریاد آورم
هوش مصنوعی: هر شبی که به یاد زیبایی و روشنی ماه میافتم، از دلتنگی و غم، صدای فریاد و نالهای را به پا میکنم.
شیوه شیرین اگر این ست کان بدخوی راست
در جهان من نیز روزی رسم فرهاد آورم
هوش مصنوعی: اگر این روش دلپذیر باشد، من هم روزی مانند فرهاد بر خود میکوشم تا با بدخوییهای موجود در جهانم مقابله کنم.
من چو نتوانم کز اول مرغ دل دارم نگاه
کی توانم کین زمان از دام صیاد آورم
هوش مصنوعی: من که نمیتوانم از ابتدای عشق و احساساتم چشم بردارم، چگونه میتوانم در این زمان از چنگال صیاد (مشکلات و موانع) نجات پیدا کنم؟
بنده آن قامتم چون آب ازان گر در چمن
سر دهندم ره به پای سرو آزاد آورم
هوش مصنوعی: من مانند گیاهی هستم که اگر در باغ بکارید، به همراه سروهای بلند و آزاد رشد میکنم و راهی به سوی آنها باز میکنم.
خانه ام بی او غم آباد است وای من چو شب
از در او رو به کنج این غم آباد آورم
هوش مصنوعی: خانهام پر از اندوه و بیخوشی است. افسوس که مانند شب، وقتی وارد آن میشوم، به گوشهای از این غمخانه پناه میبرم.
خواهم از حسنت بگویم آشکارا نکته ای
مایه عشرت سوی دلهای ناشاد آورم
هوش مصنوعی: میخواهم به زیباییات به وضوح بپردازم و نکتهای را بیان کنم که باعث شادی و خوشحالی دلهای ناراحت شود.
باز گوید غیرت عشقم که جامی لب ببند
ورنه بر جانت ز غم صد تیغ بی داد آورم
هوش مصنوعی: عشق شدیدم به تو باعث میشود که بیپروا و بیمحابا بازی نکنم، زیرا اگر که این گونه ادامه دهی و از خودت مراقبت نکنی، عواطف و دردهای عمیق من میتواند به تو آسیب برساند.