برگردان به زبان ساده
هر شب دم گرم از دل غمناک برآرم
وز تف جگر دود ز افلاک برآرم
هوش مصنوعی: هر شب با دلی غمگین و پر از درد، از دل خود ناراحتیهایم را بیرون میآورم و از جگر داغم، بخاری به آسمان میفرستمت.
تا کی ز غمت خاک به سر ریزم ازان روز
اندیشه همی کن که سر از خاک برآرم
هوش مصنوعی: چه مدت باید از ناراحتی تو بر سر خاک بریزم؟ باید از آن روز فکر کنم که دوباره از زمین برخواهم خواست.
بی روی تو با لاله و گل چون رهم از آه
بر شعله چه سان راه ز خاشاک برآرم
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، در میان گلها و لالهها، چطور میتوانم از غم و اندوه خود برآیم و از میان خاکستر و زبالهها، زندگی و راهی نو بیابم؟
در گردن بخت ار بودم طوق سعادت
روزی سر از آن حلقه فتراک برآرم
هوش مصنوعی: اگر بخت با من یار باشد، روزی به جایی میرسم که از زنجیرهای تقدیر آزاد میشوم.
آلوده به خون تیر تو حیف است ندانم
کش زین دل ناپاک چه سان پاک برآرم
هوش مصنوعی: خون تیر تو بر دل من نشسته و حیف است که ندانم چه کسی این دل ناپاک را آغشته به خون کرده و چگونه میتوانم آن را پاک کنم.
صد جای بسوزد لبم از بوسه پیکان
چون تیر تو را از جگر چاک برآرم
هوش مصنوعی: لبم از بوسههای پیکان مانند تیر آسیب میبیند، چون تو را از دلِ آسیبدیدهام برآوردهام.
جامی صفتم غرق غم ار یار شود بخت
رخت خود ازین موج خطرناک برآرم
هوش مصنوعی: اگر یار من به این حالت غمگین شود، من هم غرق در غم میشوم. اما اگر بخت به من یاری کند، از این وضعیت سخت و خطرناک نجات مییابم.