برگردان به زبان ساده
خیالی بود یارب دوش یا در خواب میدیدم
که رویش در نظر بر کف شراب ناب میدیدم
هوش مصنوعی: دیشب خیال و روی زیبایی را در خواب دیدم که در دستانش جام شراب خالص بود.
به اکسیر سعادت یافتم آخر بحمدالله
وصالش را که همچون کیمیا نایاب میدیدم
هوش مصنوعی: در نهایت با شکرگزاری به عشق و خوشبختی که به دست آوردم رسیدم، چیزی که قبلاً آن را بسیار نادر و کمیاب میپنداشتم.
چه حاجت بود شمع افروختن در بزم او یارب
چو از عکس رخش عالم همه مهتاب میدیدم
هوش مصنوعی: چه نیازی به روشن کردن شمع در میهمانی او بود، ای خدا، وقتی که از تصویر چهرهاش، در عالم همه جا را نورانی و همچون مهتاب میدیدم؟
به داغ نامرادی جان و دل میسوخت دشمن را
چو خود را بر مراد خاطر احباب میدیدم
هوش مصنوعی: دشمن به خاطر نامرادی و ناکامیاش بسیار میسوزد، در حالی که من وقتی که به آرزوی دوستانم میرسیدم، خودم را در درد و رنج او حس میکردم.
بسی بر خاک سودم پیش پای ساقی از مستی
سری کش سجدهگه در گوشهٔ محراب میدیدم
هوش مصنوعی: بسیاری از مواقع بر خاک افتاده و در برابر ساقی به خاطر مستی سر را به نشانهٔ سجده میساییدم و در گوشهٔ محراب صحنههایی را میدیدم.
به آب زندگی پی برد زاقبال وصال او
دلی کز آتش مهجوریش در تاب میدیدم
هوش مصنوعی: زاقبال وصال او، دل من که از دوری عشق در آتش میسوزد، به راز آب حیات پی برد.
جهانی جان همیدادند بهر جرعهای اما
ز جامش جامی لبتشنه را سیراب میدیدم
هوش مصنوعی: در جهان، افرادی جان خود را برای یک جرعه محبت و لذت بخش میدادند، اما من در این میان، دیدم که چه کسی با یک جام، میتواند فردی تشنه را سیراب کند.