برگردان به زبان ساده
خاک آن در که چو کحل بصرش می دارم
هر شب آغشته به خون جگرش می دارم
هوش مصنوعی: خاک آن کسی را که دارم، مثل سرمه در چشمم میگذارم و هر شب به یاد او دل و جانم را میسوزانم.
سنگ بیداد که آن سمیبرم بر سر زد
بر سر از فخر به از تاج زرش می دارم
هوش مصنوعی: سنگینی ظلم و بیداد مانند ضربهای محکم بر سرم فرود آمده است. اما من به جای آن که از این فشار ناامید شوم، خود را از تاج زری که بر سر دارم، به عنوان یک نشان افتخار میبینم.
آب رو را که در آن کو مژه ام ریخت به خاک
آرزویی به دل از خاک درش می دارم
هوش مصنوعی: آبی که در آن مژهام ریخته شده، برای من نماد آرزویی است که در دل دارم و این آرزو را از خاکی که به آن مژه ریختهام به یاد دارم.
سوی او می گذرم چهره به خونابه نگار
صورت حال خود اندر نظرش می دارم
هوش مصنوعی: به سمت او میروم، در حالی که چهرهام شبیه به کسی است که از درد رنج میبرد. وضعیت احساسی خود را در نگاه او حفظ میکنم.
گرچه دشمن تر ازان شوخ ندارم دگری
یعلم الله که ز جان دوست ترش می دارم
هوش مصنوعی: هرچقدر هم که دشمنی که من دارم بدجنس و ناپسند باشد، خدا میداند که من او را از جان دوست نیز بیشتر دوست دارم.
مرغ وحشی ست دلم زان سبب از رشته صبر
تا ز غم رم نکند بسته پرش می دارم
هوش مصنوعی: دل من مثل یک مرغ وحشی است و به همین دلیل میکوشم آن را از بند صبر بیرون نیاورم تا از غم فرار نکند.
تا چو جامی کشم از گرد رهش کحل بصر
چشم امید به هر رهگذرش می دارم
هوش مصنوعی: هر زمان که از مسیر او جامی مینوشم، امید و آرزوی خود را به هر کسی که از کنارم میگذرد، میسپارم.