برگردان به زبان ساده
خواهم که دمی در قدم آن پسر افتم
رخ بر کف پایش نهم و بی خبر افتم
هوش مصنوعی: میخواهم لحظهای در کنار آن پسر باشم و سرم را بر روی پایش بگذارم و به آرامی از دنیای اطراف خود غافل شوم.
دیگر به نظاره نروم بر سر راهش
ترسم که شوم بی خود و بر رهگذر افتم
هوش مصنوعی: دیگر نمیخواهم به تماشای او بروم، چون میترسم دیوانه شوم و مقابل دیگران افتاده و خجالتزده شوم.
هر چند به صد خواریم افتاده به راهش
آن روز مبادا که به جای دگر افتم
هوش مصنوعی: هرچند که ما به سختی و ذلت زندگی میکنیم، امیدوارم در آینده به وضعیتی بدتر از این دچار نشوم.
روز اجل ای بخت مرا بر در او بر
باشد که بر آن خاک در از پای درافتم
هوش مصنوعی: در روزی که تقدیر من به سرانجام میرسد، بخت من در آنجا بر در مرگ خواهد بود، و من از آن در به زمین میافتم.
زینگونه که از دیده رود اشک دمادم
نبود عجب ار غرقه به خون جگر افتم
هوش مصنوعی: اگر اشک به طور مداوم از چشم برود، تعجبی نیست اگر دلم از غم و ناراحتی به شدت دچار آسیب شود و به خون بنشیند.
شاید به ترحم کند آن شوخ نگاهی
ای غم مددی کن که ازین زارتر افتم
هوش مصنوعی: شاید آن نگاه شاداب با رحمت به من بنگرد، ای غم، به من کمک کن که از این حال زارتر نمیتوانم باشم.
جامی گر ازینگونه دود سیل سرشکم
چون خانه گل زود ز بنیاد برافتم
هوش مصنوعی: اگر جامی از این نوع دود و غم به سرشک من بیفتد، چون گلخانهای زود از ریشه ویران میشود.