برگردان به زبان ساده
ز فرقت تو چه گویم چه ناتوان شدهام
ز قحط آب چمن چون شود چنان شدهام
هوش مصنوعی: از دوری تو چه بگویم که چقدر ضعیف شدهام. مانند چمنی که از کمبود آب خشک شده است، من نیز به همین حالت درآمدهام.
زمان وصل تو چون زود همچو برق گذشت
ز نوک هر مژه من ابر خونفشان شدهام
هوش مصنوعی: زمانی که با تو بودم، خیلی سریع گذشت و مانند یک لحظه و برق زد. اکنون از چشمانم اشکهای غم به بیرون میریزد.
ز بس که گشتهام از فکر آن میان باریک
ز چشم مردم باریکبین نهان شدهام
هوش مصنوعی: به دلیل اینکه زیاد درباره آن موضوع فکر کردهام، از نظر مردم با دقتنظر به قدری ملاحظهکار و محتاط شدهام که به نوعی پنهان گشتهام.
سموم هجر توام پی بر استخوان نگذاشت
پی سگان درت مشتی استخوان شدهام
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده است که حس و حال من به شدت آسیب ببیند، طوری که دیگر نتوانم خود را درست حفظ کنم و حالا مثل سگی که به دنباله استخوانی میگردد، بدون هدف و بیارزش شدهام.
بر آستان تو آمد سریر عزت من
بر آستان که کم از خاک آستان شدهام
هوش مصنوعی: به پای درگاه تو آمدهام و مقام عزت من در برابر تو قرار دارد، چرا که من نیز کمتر از خاک پای درگاه تو نیستم.
طفیل خیل سگانم تفقدی میکن
به کوی تو دو سه روز که میهمان شدهام
هوش مصنوعی: ای کاش در پی وخامت حال من به یادم بیفتی و چند روزی به خاطر میهمان بودن من در کوی تو به من سرکشی کنی.
مگو که پیر شدی ترک عشق گو جامی
که من به عشق تو پیرانهسر جوان شدهام
هوش مصنوعی: نگو که به خاطر عشق کمسن و سال تر به نظر میرسی، میگویم که من به خاطر عشق تو با وجود سن بالا همچنان پرنشاط و جوان هستم.