برگردان به زبان ساده
زهی رخسار و خطت آیت لطف و ستم با هم
امید و بیم عشقت مایه شادی و غم با هم
هوش مصنوعی: ای رخسار و خط تو نمایانگر نعمت و ستم به طور همزمان هستند. عشق تو هم امیدبخش است و هم باعث ترس؛ در واقع، محبت تو همواره شادی و غم را با هم به همراه دارد.
چه گویم وصف رخسار و دهانت کان گل و غنچه
ز بستان وجود افتاده و باغ عدم با هم
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه زیبایی چهره و لبهایت را توصیف کنم، زیرا گل و غنچهای که از باغ وجود آمده، در کنار باغ عدم به تماشا نشستهاند.
برو مطرب که در چنگ غم هجران چو عود امشب
دل و جان ساز کرده ز آه و ناله زیر و بم با هم
هوش مصنوعی: برو ای نوازنده، که در چنگ غم جدایی مانند عود، دل و جانم را با صدای آه و ناله ای هماهنگ کردهای.
همی راند سوار آن شوخ و از هر جانبش جانها
روان گشته که دیده ست این چنین شاه و حشم با هم
هوش مصنوعی: سوار خوشچهرهای به جلو میراند و از هر طرف جانها به تماشا آمدهاند، زیرا کسی شاه و درباریان را اینگونه با هم ندیده است.
قلم بر لوح اگر حرفی نوشتی حسب حال من
ز سوز من هماندم سوختی لوح و قلم با هم
هوش مصنوعی: اگر قلم بر لوح چیزی بنویسد، با توجه به حال و وضعیت من، از شدت سوز و درد من همان لحظه لوح و قلم نیز به آتش میافتند و میسوزند.
بپرس از شمع مجلس حالم ای خورشید مهرویان
که می سوزیم هر شب در غمت تا صبحدم با هم
هوش مصنوعی: ای خورشید زیبارویان، حال مرا از شمع مجلس بپرس. ما هر شب در غم تو میسوزیم و تا صبح با هم در این درد میگذرانیم.
چو جامی جان به غم باید سپرد آخر اسیری را
که افتد درد بیش از بیش و صبری کم ز کم با هم
هوش مصنوعی: وقتی که دل به غم میسپاریم، مانند این است که جامی را پر کردهایم. در آخر، یک اسیر باید با دردی بیشتر از گذشته مواجه شود و صبرش نیز کمتر از قبل میشود.