برگردان به زبان ساده
خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم
اینک رسید دود به روزن زبانه هم
هوش مصنوعی: دل من به شدت میسوزه و حالا دیگر این آتش به خانهام رسیده و دودش از پنجرهها به بیرون میآید.
در سینه عکس عارض و خال تو دید دل
مرغ آب یافت در قفس تنگ و دانه هم
هوش مصنوعی: در دل من تصویر چهره و خال تو نقش بسته است، دل مرغی که در قفس تنگ اسیر شده، با وجود آنکه دانهای ندارد.
زینسان که گشت خانه ام از آب دیده پر
سیلاب خون برون رود از آستانه هم
هوش مصنوعی: خانهام از اشک پر شده و مانند سیلابی خروشان، خون از درش خارج میشود.
در کوی تو نماند ز ما جز فسانه ای
ترسم که از میان برود این فسانه هم
هوش مصنوعی: در مکان تو جز یک داستان یا یادگار از ما باقی نمانده و میترسم که حتی این یادگار نیز از بین برود.
سوی تو ره نماند مرا بی بهانه ای
وای من آن زمان که نماند بهانه هم
هوش مصنوعی: من دیگر راهی به سوی تو ندارم و بهانهای برای این احساس نیست. افسوس که زمانی خواهد رسید که حتی بهانهای هم برای ادامه این مسیر نخواهم داشت.
گردی نشانه بود بر آن آستان ز ما
دردا که برد باد صبا آن نشانه هم
هوش مصنوعی: گرد و غباری که بر آستانه آن مکان نشسته بود، نشان از ما بود. افسوس که باد صبا آن نشانه را هم از بین برد.
جامی به پیش زلف و رخش یافت زان دو لب
ذوق صبوح و لذت شرب شبانه هم
هوش مصنوعی: جامی در برابر زلف و چهرهاش، از دو لبش مزهی خوش صبحانه و لذت نوشیدن در شب را پیدا کرد.