برگردان به زبان ساده
ای دلم از تو غرق خون دیده اشکبار هم
بی تو ز اشک لاله گون چهره پر و کنار هم
هوش مصنوعی: ای دل من، از تو غرق در خون هستم و چشمانم پر از اشک است. حتی بدون تو، چهرهام همچون لالهای پر از اشک و غم به نظر میرسد.
وعده آمدن مده غصه هجر بس مرا
بر سر آن فزون مکن محنت انتظار هم
هوش مصنوعی: منتظر نمان، وعده ملاقات نده و غصه دوری را بر من زیاد نکن؛ درد انتظار را نیز بر من تحمل نکن.
تاب نیاورد تنت گر نه پی لباس تو
رشته جان بیدلان پود کنند و تار هم
هوش مصنوعی: اگر بدن تو تاب تحمل نداشته باشد، رنج و درد کسانی که شوق تو را دارند، مانند رشتهای از جانشان به هم پیچیده میشود و به تار و پود زندگیشان تبدیل میشود.
گر بود از گرانیم بار دلی سنگ تو را
بار ببندم از درت بلکه ازین دیار هم
هوش مصنوعی: اگر بار سنگین اندوهی بر دوش من باشد، من به خاطر تو از در خانهات دور میشوم و حتی از این سرزمین نیز جدا میشوم.
دامن ناز برزدی وز سر کو برآمدی
آفت روز من شدی فتنه روزگار هم
هوش مصنوعی: با زیبایی و ناز خود به میان آمدی و از بالای کوه سر برآوردی، تو تبدیل به روشنایی روزم شدی و در عین حال، به معضلی در زندگیام نیز تبدیل گشتی.
چند به خاک ره فتد سایه سرو سرکشت
سایه رحمتی فکن بر من خاکسار هم
هوش مصنوعی: سایه درختی را میبینم که بر زمین افتاده، حالا از تو که من را در بندگی خود مینگرانی، خواهش میکنم به من هم رحم کن و نگاهی به حال و روز من بینداز.
باغ و بهار بلبلان جلوه سوسن است و گل
جامی دل رمیده را باغ تویی بهار هم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی و شکوه بهار و گلها اشاره میکند و میگوید که باغ و بهار مانند جلوهای از سوسن و گل هستند. دلهای نگران و مضطرب در این باغ آرامش مییابند، زیرا تو همانند بهار و باغی برای آنان هستی.