برگردان به زبان ساده
چند روزی می برد بخت بد از کوی توام
باز قلاب محبت می کشد سوی توام
هوش مصنوعی: مدتی است که بخت شوم من از کنار تو دور شده، اما هنوز عشق و محبت به سمت تو مرا میکشاند.
دور ازین در هم منت گویم دعا هم جان و دل
هر کجا هستم به جان و دل دعاگوی توام
هوش مصنوعی: من از دور از این در به تو دعا میکنم و در هر شرایطی با تمام جان و دل برای تو خیر و برکت میطلبم.
سوی خود می خوانیم چون آمدم می رانیم
می ندانم چون کنم درمانده خوی توام
هوش مصنوعی: ما تو را به سمت خود دعوت میکنیم، اما وقتی میآیی، ما تو را میراندیم. نمیدانم چه کار باید بکنم، زیرا در این وضعیت دچار سردرگمی و ناامیدی هستم.
بگذرد زین سقف زنگاری مرا ایوان عیش
گر فتد روزی نظر بر طاق ابروی توام
هوش مصنوعی: اگر روزی از این سقف آلوده بگذرم و به خوشیها دست یابم، به یاد ابروی تو میافتم و نگاه میکنم.
رخ نهفتی تا بمیرم بی تو من خود زیستم
زین گنه تا زنده ام شرمنده روی توام
هوش مصنوعی: چهرهات را پنهان کردهای و من بیتو به مرگ نزدیکم. من به خاطر این گناه تا زمانی که زندهام، در برابر روی تو شرمنده هستم.
در چمن گشتم بسی چون آب نامد در کنار
تازه سروی چون نهال قد دلجوی توام
هوش مصنوعی: در باغ و چمن به دنبال تو گشتم، ولی نتوانستم به درستی تو را پیدا کنم. احساس میکنم مانند آبی هستم که در کنار درختی خوشقیافه و سرسبز نیستم، شبیه یک درخت جوان که در کنار دلربا و خوشمنظره تو قرار ندارد.
خون جامی گر بریزی آن بود لطفی عظیم
لیک می آید دریغ از دست و بازوی توام
هوش مصنوعی: اگر کمی از جام خون بریزی، این کار فضیلت بزرگی خواهد بود، اما از دید من، دلم برای تواناییها و قدرتهای تو میسوزد و ناراحت میشوم.