برگردان به زبان ساده
تنگ دل مانده به فکر دهن تنگ توام
سنگ بر سینه زنان از دل چون سنگ توام
هوش مصنوعی: دل تنگ و گرفتهام، مدام به یاد تو هستم. در حالی که سنگینی غم را بر دوش دارم، احساس میکنم که قلبم به سختی سنگ، سرد و بیروح شده است.
داشتم حسن عنایت ز رخت چشم ولی
تنگی عیش رسید از دهن تنگ توام
هوش مصنوعی: من در حال لذت بردن از نگاهها و حسن توجه تو بودم، اما خوشیهای زندگی تحت تأثیر سختگیریهای تو قرار گرفت.
گر شدم لاله صفت غرقه به خون عیب مکن
که بدین گونه ز شوق رخ گلرنگ توام
هوش مصنوعی: اگر مثل لاله شوم و در خون غرق شوم، عیب نگذار چون من به خاطر عشق به چهرهٔ گلرنگ تو اینگونه هستم.
گاه جنگ آشتی و آشتیت خونریزی ست
کشته آشتی و سوخته جنگ توام
هوش مصنوعی: گاهی اوقات درگیری و صلح با هم مصادف میشوند و در این میان، قربانیانی از هر دو طرف وجود دارد. ما با خونریزی و غم ناشی از این درگیریها، به نوعی آشتی میرسیم و این وضعیت همچنان ادامه دارد.
از خط آن چهره میارای که صدگونه صفا
می دهد روی ز آیینه بی رنگ توام
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات نگذار که به هزار روش میتواند صفا ببخشد به چهرهام، من بی رنگ و رویایی هستم مانند آینه.
منم آن بلبل شوریده که از گلشن قدس
روی در باغ جهان کرده به آهنگ توام
هوش مصنوعی: من آن بلبل پرشور هستم که از باغ بهشت خارج شده و به خاطر تو به باغ دنیا آمدهام.
تار چنگی شدم از ضعف چو جامی و هنوز
نیست ممکن که خلاصی بود از چنگ توام
هوش مصنوعی: من به اندازهای ضعیف شدهام که مانند تار چنگی شدم، و هنوز هم نمیتوانم از چنگال تو رهایی پیدا کنم.