برگردان به زبان ساده
بیا که وصل تو را از خدای می خواهم
بیا که گوش بر آواز و چشم بر راهم
هوش مصنوعی: بیا که من برای رسیدن به تو از خدا خواستهام، بیا که گوشم به صدای تو و چشمم به راه توست.
به مهر روی تو با دیده ستاره فشان
نشسته شب همه شب در نظاره ما هم
هوش مصنوعی: هر شب با ناز و محبت صورت زیبای تو را مینگرم و مانند ستارهها، چشمانم را به تماشای تو میافرازم.
خوش آنکه من به فراقت نهاده باشم دل
نوید دولت وصلت دهند ناگاهم
هوش مصنوعی: خوشا به حال من که برای جداییات قلبم را آماده کردهام و امیدوارم ناگهان خبری از وصل تو به من برسد.
گذشت عمر و نیامد به چنگم آن سر زلف
ببین درازی امید و عمر کوتاهم
هوش مصنوعی: زمان زیادی گذشته است و من هنوز موفق نشدهام آن موهای تابدار و زیبای مورد نظر را به دست آورم. امیدوارم همچنان شاهد آن باشم، در حالی که عمرم کوتاه است.
اگر نه خانه کنم همچو کوهکن در سنگ
به بام و در فتد آتش ز شعله آهم
هوش مصنوعی: اگر نتوانم مانند یک سنگتراش در دل کوه، کار کنم و اگر آتش وجودم از شدت آلام شعلهور نشود، پس چه فایدهای دارد؟
غلام پیر مغانم که فیض عامش ساخت
به یک دو جام ز انجام کارآگاهم
هوش مصنوعی: من خدمتگزار پیر مردان مغان هستم که با نوشیدن یک یا دو جام، فیض و رحمتش بر من جاری شد و مرا از پایان کار و سرنوشت آگاه ساخت.
مگو به عشوه کزین خاک در برو جامی
که من سگان تو را کمترین هواخواهم
هوش مصنوعی: حتی نگو که با ناز و عشوه از این خاک به دنیای دیگر میری، چرا که من از تمام آنهایی که به تو علاقه دارند، کوچکترین شخصی هستم که به تو عشق میورزم.