برگردان به زبان ساده
خوش آنکه تو شب خواب کنی من بنشینم
تا روز چراغی بنهم روی تو بینم
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در شب خواب میرود و من کنار او بیدار بمانم تا صبح، چراغی روشن کنم و چهرهاش را ببینم.
باشد به کمان خانه ابروی توام چشم
چشمان تو ناکرده ز هر گوشه کمینم
هوش مصنوعی: من در کمان ابروی تو نشستهام و چشمان تو را مینگرم، و از هر گوشه به تو نگاه میکنم و منتظرم تا فرصتی برای دیدن تو به دست آورم.
گاهی به تصور ز لبت بوسه ربایم
گاهی به تخیل ز خطت غالیه چینم
هوش مصنوعی: گاهی به یاد لبهایت خیال میکنم که از تو بوسهای بگیرم و گاهی در تصور خط زیبایت، آن را مثل غالیهها میآرایم.
پوییدن راه تو به سر گر دهدم دست
از شادی آن پای نیاید به زمینم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به سمت تو بروم، شادیام را از دست میدهم و تنها میتوانم بر روی پاهای تو تکیه کنم؛ اما قدم به قدم به زمین نمیرسم.
با باد صبا بعد سجودت نکنم روی
ترسم که برد خاک درت را ز جبینم
هوش مصنوعی: با وزش نسیم بعد از سجود و نماز، صورتم را به خاک درگاه تو نمیگذارم؛ چرا که میترسم که خاک درگاه تو، از جبین من دور شود و برود.
خواهم من دلداده خود از مهر تو جان داد
هر دم چه کشی خنجر بی داد به کینم
هوش مصنوعی: من میخواهم که جانم را به خاطر عشق تو بدهم. هر لحظه که به من آسیب میزنی و با خنجر حسادت به من ضربه میزنی، برایم مهم نیست.
جامی مخور اندوه که جز مهر بتان نیست
دین تو که من از دو جهان شاد بدینم
هوش مصنوعی: غم مخور، زیرا جز محبت معشوقان چیزی در دین تو نیست؛ من از دو دنیا فقط به خاطر این عشق شاد هستم.